|
|
|
|
|
برای رسیدن به اوج از من بال و پر جادو نخواه ! هیچ چیز همچون اراده به پرواز پریدن را آسان نمی کند نه پری قصه هایی نه ساحر پیری و نه درویشی که رسیدن به سرزمین خوشبختی و قصر بلورین رویاها را به تو نشان دهد. همین قدر که عطر نعنا مهربانی چند شاخه گل کمی ایمان ،کمی روی خوش و چند دانه تخم مرغ محلی وجود داشته باشد کافیست می توان در خط ممکنات حرکت کرد یک کاسه لب پر را دور انداخت جای یک تابلوی نقاشی را با یک تابلوی دیگر عوض کرد خاک را از لب درگاهی دستشویی رفت احوال یکدیگر را خالصانه پرسید به دیدار دوستی رفت به قدر احتیاج کار کرد چیزهایی یاد گرفت و یا داد و شب ، بی دغدغه و اضطراب خفت. پس شاید بتوان کمی خوشبخت بود... " شکوه جیرودی " ( نقش آفرینان 39 ) |
||
|
|
|
|
|
هنوز هم برایم سوال هست. چرا با داشتن همه منابع ،امکانات و راه کار ها و الگوهای مختلف موفقیت و پیشرفت بعضی از ما به موفقیت نمی رسیم. چرا کشوری مثل ایران با این همه مواهب طبیعی و استعداد هنوز در زمره کشورهای عقب افتاده هست ( در حال توسعه هم نیستیم ) بعد از روسیه دومین ذخایر گاز دنیا ( اگر همینطور گاز مصرف کنیم تا 600 سال دیگر گاز داریم) دومین ذخایر نفت دنیا داشتن معادن مختلف با ذخایر زیاد( اکثر مواد جدول مندلیف ) داشتن مرز دریای زیاد ( منابع دریایی ) واقع شدن در منطقه استراتژیک جزو 10 کشور اکوتوریسم دنیا. نیروی انسانی مجرب و با استعداد. و................................. با اجرای 50 سال برنامه های مختلف توسعه ( قبل و بعد از انقلاب) هنوز هیچ کدام از شاخص های توسعه اقتصادی را کامل نکرده و یا به حد مطلوب نرسانده ایم. در گذشته کشورهای اروپایی و ژاپن و آمریکا الگوی توسعه ما بود.در چند سال گذشته از الگوهای کره و تایوان و ( چهار ببر آسیا ) رسیدیم به مقایسه خودمان با کشورهای منطقه مثل امارات و ترکیه .و حالا خودمان می خواهیم الگو باشیم.چون آنها را هم قبول نداریم. آیا منابع نداشتیم. آیا الگوی توسعه نداشتیم. چرا هنوز با این همه تزریق پول حاصل از نفت طی 100 سال گذشته هنوز درآمد سرانه ما زیر 2000 دلار هست؟! هنوز در زمستان مشکل تامین انرژی گرمایی مردم را داریم. هنوز وضع بهداشت عمومی .رفاه عمومی و ... به حد مطلوب نرسیده. البته جواب این سوالات هزاران دلیل اقتصادی و اجتماعی دارد که خوب بحث آن در این جا نه امکان پذیر هست نه من کارشناس همه این موارد هستم . ولی چند چیز به نظرم می رسد که همه ما به آن واقف هستیم ولی از کنار آن به سادگی می گذریم. همه این سوالات برای هر فرد هم می تواند مطرح باشد. چرا یک فرد به آرزوهایش نمی رسد؟ چرا به اهداف از پیش تعین شده خود ( بعضی ها اصلا هدفی ندارند) نمی رسند. آیا ما افراد موفق اطراف خود را نمی بینیم. آیا دسترسی به کتابهای مختلف موفقیت ( هزاران کتاب و روش در سراسر دنیا منتشر شده ) نداریم؟! همه این امکانات هست و وجود دارد. تنها توجه نکردن به چهار کلمه هست که به اهداف خود نمی رسیم مخصوصا کلمه چهارم. خواستن//////////////////// باور ( اعتقاد و ایمان )/////////////// عمل//////////////////////////////// پشتکار /////////////////////////// ////////////////////
|
||
|
|
|
|
|
برای بعضی تغیرات به کار زیادی نیاز نیست .کافیست کمی زاویه دیدمان را نسبت به بعضی مسائل تغیر بدهیم.در یک سال گذشته دیدم را نسبت به چیزهای که حرکتم را کند کرده بود تغیر دادم.
نگاه خلاقانه-- هرچیزی دارای ابعاد گوناگون است و از هر زاویه ای به آن نگاه کنی معنایی دیگر و تعریفی دیگر دارد. یک متفکر تعالی یافته ، تفکری کل نگر و فراگرا دارد و این تعالی در نگاه او آشکار است.او هم با گوش هایش می بیند و هم با چشم هایش گوش می دهد. می بیند چیزی را که می شنود... بهترین راه برای پیش بینی آینده ساختن آینده است. |
||
|
|
|
|
|
The end
|
||
|
|
|
|
|
سلام حال همه ما خوب است ٬ ملالی نیست جز گم شدن گاه به گاه خیالی دور ٬ که مردم به آن شادمانی بی سبب می گویند . با این همه عمری اگر باقی بود طوری از کنار زندگی می گذرم که نه زانوی آهوی بی جفت بلرزد و نه این دل نا ماندگار بی درمان . تا یادم نرفته است بنویسم ٬ حوالی خوابهای ما ٬ سال پر بارانی بود ٬ می دانم همیشه حیاط آنجا پر از هوای تازه باز نیامدن است ٬ اما تو لااقل ٬ حتی هر وحله ٬ گاهی ٬ هر از گاهی ببین انعکاس تبسم رویا ٬ شبیه شمایل شقایق نیست ٬ راستی خبرت بدهم ٬ خواب دیده ام خانه ای خریده ام ٬ بی پرده ٬ بی پنجره ٬ بی در ٬ بی دیوار ٬ هی بخند ٬ بی پرده بگویمت چیزی نمانده است ٬ من چهل ساله خواهم شد . فردا را به فال نیک خواهم گرفت ٬ دارد همین لحظه یک فوج کبوتر سفید از فراز کوچه ما می گذرد ٬ باد بوی نامه های کسان من می دهد ٬ یادت می آید رفته بودی خبر از آرامش آسمان بیاوری نه ( ری را ) جان ٬ نامه ام باید کوتاه باشد٬ ساده باشد ٬ بی حرفی از ابهام و آینه ٬ از نو برایت می نویسم حال همه ما خوب است اما تو باور مکن " سید علی صالحی " |
||
|
|
|
|
|
انسان در طول زندگی شاید چشم انداز های زیادی برای خودش در نظر بگیرد و برای رسیدن به آنها تلاش کند. ولی بعضی از این چشم انداز ها در دوردست قرار دارند و رسیدن به آنها سخت و چه بسا ناممکن باشد. ولی خوب انسان با تمام سعی و کوشش ، تلاش می کند به آنها برسد و نا امید نمی شود . مهم این هست که چشم انداز خودمان را تغییر ندهیم و کماکان به آن سو نگاه کنیم .
ولی بعضی مواقع شما مجبور هستید دیگر به آن سو نظر ی نداشته باشید ولی فکر کنم یک راه حل وجود داشته باشد . بجای اینکه به کل چشم انداز را تغییر دهیم . بهتر است که زاویه دید خودمان را نسبت به آن چشم انداز تغییر دهیم با این کار کماکان به آن چشم انداز نظر داریم با این تفاوت که دیگر آنرا آنطور که قبلا می دیدید نمی بینید چون از زاویه ی دیگری دارید به آن نگاه می کنید . خوب من برای راحتی عشق و در واقع به خاطر آن مجبور شدم زاویه دیدم را تغییر دهم. ولی کماکان به آن چشم انداز نگاه می کنم. خوشحالم که عشق خوشحال هست. ////////////////////// هر آمدنی رفتنی دارد . و هر آغازی پایانی . به پایان آمد این دفتر اما حکایت همچنان باقیست. خواستم قبل از رفتن چند پست که از قبل آماده کرده بودم برای دوستان قرار دهم . هرچند که دوستان هم از دست من خسته شدند. زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود
صحنه پیوسته بجاست خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد.
|
||
|
|
|
|
|
وقتی بعضی از مطالب و خبر های روزنامه ها را می خونم . نمی دونم ٬یه جوری قاطی می کنم . چند مدت پیش در روزنامه شرق ( شماره 606 ) خوندم " ژاپن و کره برایمان چادر مشکی تولید می کنند" ایران یکی از بزرگترین کشورهای مصرف کننده پارچه چادر مشکی در جهان محسوب می شود و این در حالی است که تقریبا تمام نیاز کشور از طریق محصولات وارداتی تامین می شود. محصولات وارداتی بیشتر به کشورهای کره و ژاپن اختصاص دارد که مبدا واردات عمده آنها امارات است . نصرالهی واردات رسمی پارچه چادر مشکی را سالانه حدود 25 تا 30 میلیون متر عنوان کرد . وی با اشاره به تکنولوژی خاص مورد نیاز در تولید پارچه چادر مشکی به ویژه در بخش رنگرزی این محصول گفت : پیچیدگی تکنولوژی ساخت و نبود توجیه اقتصادی دو عامل مهم در تولید نشدن پارچه چادر مشکی در ایران هستند. نمی دونم شما در این مورد چی فکر می کنید ولی واقعا برای کشوری که ادعای شکافتن هسته اتم را دارد خوب نیست که بگویم تکنولوژی تولید پارچه چادر مشکی که خودمان بزرگترین مصرف کننده ان هستیم را نداریم . اگر فردا مورد تحریم قرار گرفتیم و به ما چادر ندادند چکار باید کنیم! /////// این خیلی خوب است که آدم در پایان سال یا ترم و یا دوره حالا فرقی نمی کند نتیجه کارها و اعمالش را بررسی و گزارش بدهد. در واقع کارنامه چیز خوبیست. چند روز پیش دولت گزارش نتیجه عملکرد یک ساله خود را داد. که یکی از موارد خوب آن پایین آمدن درصد تورم نسبت به مدت مشابه سال قبل بود که از 14 در صد به 10 درصد کاهش پیدا کرده بود. خدا راشکر . ولی اینکه چطور این درصد بدست آمده فکرم را خیلی مشغول کرده . نمی دانم وقتی قیمت حبوبات نسبت به سال قبل 100% افزایش داشته و مثلا از کیلویی 400 /500 تومان به 900 تومان رسیده و افزایش کرایه خانه حدود 30 % و کرایه ماشین و افزایش پوشاک و خوراکی حدود 25 درصد من مانده ام چه چیزی بیش از اندازه نسبت به پارسال کاهش داشته که میانگین آن باعث شده توروم به 10% برسد. بیچاره مستضعف که باید میوه نخرد چون میوه کمتر از کیلویی 600 تومان پیدا نمی کنید. ////// وزیر کار و امور اجتماعی گفت : سال گذشته 320 هزار نفر از کار اخراج شدند ."جام جم 28 مرداد 85 " وی با اشاره به مشکلات قراردادهای موقت کار افزود: هم اکنون 56 درصد از نیروی کار با قراردادهای موقت مشغول به کار هستندکه رقم تا پایان امسال به 66 درصد می رسد و با توجه به وضعیت موجود پیش بینی می شود قراردادهای ئایم از واحدهای تولیدی حذف شود. //// نمی دونم آدم باید به به و چه چه دولت و آمار ارقام اعلامی آنرا ببیند یا واقعیت های پیش رویمان ٬که هر روز از کنارشان می گذریم . بگذریم ار این حرف ها که خیلی زیاد هست و بدون نتیجه . یک ضرب المثل لری هست که خیلی برای من جالبه و اینجا مصداق دارد. آسیاب کار خودش را می کند و چقونه هم سر خودش را درد می آورد. " چقونه " همون ضامن چرخ دنده هست که نمی گذارد چرخ آسیاب برعکس بچرخد . در واقع وقتی آسیاب کار می کند این ضامن از روی چرخ دنده رد شده و صدای چق چق می دهد . حالا منظور این هست که دولت کار خودش را می کند و ما هم اعصاب خودمان را خراب می کنیم و سر خودمان را درد می آوریم . پس بی خیال. |
||
|
|
|
|
|
کوه پیمایی در عظیمیه کرج - ۸۵.۵.۱۳
خوش حال بود که در دلش چیزی دارد که می تواند بلرزاندش." ۱۲۰ " تنها بنایی که اگر بلرزد محکم تر می شود ، دل است! دل آدمی زاد. باید مثل انار چلاندش تا شیره اش در بیاید... حکما شیره اش هم مطبوعه؟ " ۱۲۲" شاید بگید این نوشته ها چه ربطی به عکس های بالا که گرفته ام دارد . هیچ ربطی ندارد . چون کتاب " من او " نوشته رضا امیر خانی را به یکی از همکاران داده بودم بخواند و امروز آنرا آورد . گفتم ۲ خط از نوشته هایی که علامت زده بودم برای شما بنویسم . هویجوری........ و یا شاید... البته امروز هم خیلی خوشحال شدم! |
||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
من بهترین آرزوها و رویاهایم را به خاطر می سپارم و تا زمان تعبیرشدن آن پیش می روم. |
||
|
|
|
|
|
تغییر و تحول در هر فرایندی وجود دارد ٬ خواسته یا نا خواسته و قبول می کنم که در عشق نیز این تحول وجود داشته باشد. وقایعی که در دو هفته گذشته اتفاق افتاد با عث شد از دنیایی که سه سال پیش یکدفعه وارد آن شده بودم و آنرا واقعی می پنداشتم خارج شوم ویا بهتر بگویم نا خواسته بیرون پرتاب شدم. حالا که به دنیای کهنه خودم پا گذاشته ام شاید باور نکنم در دنیای خیالی بوده ام یا واقعی به هر جهت فرقی نمی کند . در این دنیای خیالی خودم که هستم احساسی خاص و مبهم دارم و یا نمی خواهم باور کنم که دنیای واقعی با تمام خوبی ها و بدی هایش وجود دارد . در دنیای خیالی خودم راحت و بدور از هیاهو هستم این دنیا دنیایست که می توانم با خیال راحت تمام احساساتم را بطور واقعی برای خودم بیان کنم و باور کنم این دنیا ی خیالی ٬ واقعیست. تا سال 81 بطور متوسط سالی 45 تا 55 جلد کتاب می خواندم وقتی به 3 سال گذشته نگاه می کنم می بینم این روند به سالی 6 جلد رسید چون دیگر لزومی نداشت که با خواندن کتابی وارد دنیای واقعی شوم . در دنیای واقعی پا گذاشته بودم که انتظار آنرا سالها می کشیدم . ولی حالا که به دنیای گذشته باز گذشته ام احساس خلا می کنم و همین احساس مرا محتاج کرده که به دنیای خیالی خودم باز گردم . کتاب تنها دوست و یار و همراه من بوده که باز با شرمندگی به آن پناه آورده ام. در دو سه هفته گذشته سه کتاب را تمام کردم و مشغول خواندن کتاب چارم هستم که یک رمان هست. هنوز به صفحه 100 نرسیده ام خیلی از آن دارم لذت می برم یک حس و حال خاصی دارد . همانطور که اسم کتاب " زندگی نو " هست من نیز با اینکه وارد دنیای کهنه خودم شده ام همان احسلس نو بودن را دارم کتاب مرا با خودش به همان فضا و خیال زندگی نو می برد . زندگی ی نو ای که 3 سال آنرا احساس کردم . من که خیلی از کتاب خوشم آمد اگر تمام کردم خلاصه ای از(قسمت های دوست داشتنی از نظر خودم ) آنرا برای شما دوستان می نویسم شاید علاقمند به خواندن آن شوید. "جان را چه کار آید اگر جانان نباشد "
ولادت حضرت امام علی (ع) و روز پدر را به شما دوستان عزیز تبریک می گویم . امیدوارم بتونیم یک هزارم فکر و عمل آن بزرگوار را انجام دهیم. |
||
|
|
|
|
|
اگر دوست داشتید عکس های بیشتری از غار کتله خور وچند عکس گل ببینید. لطفا چشمان جادویی را کلیک کنید. |
||
|
|
|
|
|
داشتم به این فکر می کردم چقدر خوبه آدم آرزو نداشته باشه تا راحت زندگی کنه. ولی مگر می شه بدون آرزو زندگی کرد .آنهم من که قبلا به تعداد این حباب ها آرزو داشتم . ولی حالا دیگه هیچی نمی خوام . یاد این افتادم که امشب شب اول رجب (لیله الرغائب ) شب آرزوهاست . یادتان باشد آرزو کنید.. از این حباب ها فقط یکی را می خوام . |
||
|
|
|
|
|
وقتی این عکس را گرفتم به این فکر افتادم که شادی های زندگی و... مثل این حباب ها می مونه هرچند زیبا هستند ولی پایدار نیستند. |
||
|
|
|
|
|
سلام به همه دوستان از همه دوستان عزيز كه لطف كردند و با شركت در مسابقه باعث خوشحالي ما شدند كمال تشكر و قدر داني را دارم . جواب مسابقه : سمت راست پيمان و سمت چپ خودم. 33 نفر از دوستان جواب صحيح داده بودند كه در قرعه كشي شركت داده شدند. كاغذ هاي قرعه را خود پيمان برداشت البته چنگ زد و يك مشت بر داشت كه پس از تكون دادن دستش 3 تا كاغذ باقي ماند .
سمانه خانم ( من از پایان می ترسیدم و آغاز کردم ... )
آقا مهدي و سارا خانم ( به که باید دل بست )
مهسا خانم ( عشق من ) از دوستان عزيز خواهش مي كنم كه نام و آدرس دقيق پستي خود را به آدرس ايميل من بفرستند تا هديه ( يك كتاب ناقابل ) آنان را با پست سفارشي ارسال كنم. آدرس آنان محفوظ خواهد ماند. در صورتي كه دوستان مايل به دريافت هديه نباشند ( نخواهند آدرس خود را بفرستند ) بين دوستان باقي مانده قرعه كشي را ادامه خواهيم داد. راستي من برنده شدم . امتياز من 8.65 پيمان 7.28 البته پيمان هميشه برنده است
اين منم كه از اول بازنده بودم و خواهم بود!!! |
||
|
|
|
|
|
حدس بزنید و هدیه بگیرید.
سلام دوستان عزیز میدونم از وبلاگم با این پراکندگی مطالب خسته شده اید چه می شود کرد خودم نیز همینطور مغشوش و سرگردان هستم .برای تنوع یه مسابقه حدس بزنید ترتیب دادم. البته شانس دوستانی که مرتب عکس های چندین پست قبلی را دیده باشند بیشتر هست . عکس هایی که در بالا می بینید مربوط به خودم و پسرم پیمان هست هردو در 4 ماهگی گرفته شده .عکس خودم در سی و خورده ای سال پیش گرفته شده و پیمان عزیزم نیز فردا 4 ماهگي آن تمام مي شود. . حالا دوستانی که درست حدس بزنند من کدام عکس هستم و پیمان کدام عکس در قرعه کشی شرکت داده می شوند و به 3 نفر از دوستان به رسم یادبود کتابی هدیه داده می شود. جواب را بصورت چپ و یا راست و یا رنگ کادر بنویسد . حدس بزنید پیمان و mbz کدامند. در کنار مسابقه هم به درخواست خانمم یک نظر سنجی دارم .خواهش می کنم دوستان به هر عکس بین 1 تا 10 امتیاز بدهید البته با سلیقه خودتان تا ببينم من بهترم يا پيمان ! راستی کدام برنده می شویم من یا پیمان ؟!
( مهلت تا دهم تیر ماه ) |
||
|
|
|
|
|
صعود به قله اشترانکوه و دیدار از دریاچه گهر
اشترانکوه – دریاچه گهر بعد از چند سال که دوست داشتم به قله اشترانکوه بروم و هر دفعه مصادف می شد با امتحانات پایان ترم ویا مریض بودن خودم بلاخره هفته گذشته با اتفاق بچه های گروه به قله اشترانکوه صعود کردم . البته یه مقدار اذیت شدیم چون برای رفتن به دریاچه گهر از مسیر قله استفاده کردیم . اشترانکوه دارای قلل متعدد چندی است که عبارتند از کولورید – کوله لایو – سن بران – گل گل - پل پازن پیر – تخت شاه – فیال سون – میرزایی – کوله جنون و همایون. مهمترین آن سن بران با 4150 و گل گل 4050 متر برای رفتن به قله اشترانکوه به روستای تیون واقع در شهرستان دورود در استان لرستان می رویم. البته ما دیر رسیدیم و نتونستیم روز اول به جانپناه چال کبود برسیم. ساعت 16.30 از روستای تیون مسیر را در میان تپه ماهورها از راه پاکوپ روشنی ادامه دادیم تا ساعت 19 45 دقیقه به پناهگاه سنگی چشمه گل گل رسیدیم. شب در پناهگاه استراحت کردیم و ساعت 5 صبح در شیب تند سربالایی فراز پناهگاه راهمان را به سوی جانپناه چال کبود ادامه دادیم که ساعت 8و45 دقیقه به جانپناه رسیدیم . منظره چال کبود که در دو سویش گل گل و سن بران و یخچالهای بزرگ دیده می شود خاطره ای جاودانی را در ذهن ما و کوهنوردان حک می کند . من یاد 6 کوهنورد عزیز افتادم که سال گذشته در این مکان جان خود را از دست داده بودند . البته برف امسال زیاد بود و ما چون می خواستیم از قله به دریاچه برویم تصیم گرفتیم به جای سن بران به قله گل گل رفته و بجای حرکت در مسیر یال از دامنه برفی عبور کنیم. ساعت 9.15 از جانپناه به سمت گل گل از دامنه برفی حرکت کردیم و با حمایت طناب و ئرست کردن پله در مسیر خود را تا ساعت 1 یک بعد از ظهر به بالا رساندیم . دیدن دریاچه از آن بالا و مناظر اطراف خستگی را از تن مان در آورد . بهترین برنامه آن است که فقط به قله صعود کرد نه مثل ما که مجبور بودیم همه کوله هایمان را تا بالا با خودمان بیاوریم و سپس پایین برویم. ساعت 13.20 دقیقه به سمت پایین حرکت کردیم مسیری پر برف که باز مجبور شدیم با حمایت طناب پایین برویم بعد از تمام شدن برفها رسیدیم به مسیری که شن اسکی بود و باشیب زیاد که فشار زیادی به ما آورد . ساعت 17.45 به آبشار رسیدیم بعد از کمی استراحت به حرکت خودمان ادامه دادیم که ساعت 19 20 دیقه به دریاچه رسیدیم . البته هوا داشت تاریک می شد و تا ما جابجا شدیم کاملا تاریک شد. البته ما 14 نفر بودیم که 4 نفر از بچه ها روز قبل از مسیر روستای درب آستانه که مسیر اصلی دریاچه هست به دریاچه آمده و چادرها را برپا کرده بودند. صبح اطراف دریاچه گشتی زدیم . واقعا زیباست جای شما خالی . منطقه ای زیبا و بکر با چشم اندازی دلنواز که فقط باید از نزدیک دید . عکس هایی که گرفتم نمی تواند بیانگر همه زیبایی آن باشد. دریاچه گهر بزرگ در ارتفاع 2400 متری در دامنه کوههای اشترانکوه قرار دارد طول آن 2500 متر و عرض آن بطور متوسط 500 متر و عمق آن در عمق ترین جا 28 متر می باشد و گهر کوچک طول آن 150 متر هست .اطراف دریاچه را بید زارها و بوته های فراوان احاطه کرده است . اطراف دریاچه گشتیم بچه ها شنا کردند و منم مشغول گرفتن عکس و فیلم شدم. ساعت 10.30 جمع جور کردیم و شروع به برگشتن کردیم تا ساعت 11.30 به چشمه آب سفید رسیدیم چه گوارا و لذت بخش کمی استراحت کردیم . ساعت 12.20 به چشمه دوم رسیدیم و ناهار را آنجا خوردیم . ساعت 14 حرکت کردیم و ساعت 17.20 رسیدیم که محل پارک ملشین هاست. ساعت 18.10 به دورود رسیدیم.
یکی کوه بود نامش البرز کوه که خیلی بلند است و دور از گروه هزاران چشه دارد کوه الوند نمی ارزد آبی از دماوند هوای اشترانکوه و دشت تیون مرا خوشتر آید ز کل جهان
اگردوست داشتید عکس های بیشتری از صعود به اشترنکوه و دریاچه زیبای گهر ببینید لطفا چشمان جادویی راکلیک کنید.
|
||
|
|
|
|
|
خرمشهر آزاد شد فکر می کنم یکی از زیباترین جمله هایی که در تاریخ ایران ثبت شده این جمله باشد. این جمله خیلی معانی با خود دارد . پیروزی ایران بر دشمنی دیگر . و... شور وهیجانی وصف ناشدنی در مردم ایجاد شد . دست هاشان را به علامت به سكوت خواندن ديگران، بالا آوردند. نفس ها باز هم در سينه حبس شد. "شنوندگان عزيز توجه فرماييد... خرمشهر... شهر خون آزاد شد" مقاومت ٬ رشادتها و دلیری مردم وریختن خون هزاران عزیز باعث شد تا این جمله بوجود بیاید. روزی که دیگر تکرار نشد. آیا جنگ چیز خوبیست؟ مسلما همه می گوییم نه ولی از زمانی که انسان بوجود آمده چه درست و چه نادرست جنگ وجود داشته . جنگهایی که مسبب آنها آدمهایی احمق و نادان بودند که فکر می کردند خیلی می دانند. در هرصورت زمانی شما ناخواسته وارد یک جنگ می شوید ویا به اصطلاح جنگ به شما تحمیل می شود . خوب چاره ای جز مقاومت ندارید . اینکه جنگ چرا به ایران تحمیل شد و چرا بعد از پیروزی مسلم ایران در خرمشهر ادامه پیدا کرد . سوالیست که به سادگی نمی توان به آن پاسخ داد . همه اطلاعات ما صوری و ظاهریست به همین دلیل قضاوت کردن در این مورد کار ما نیست و آنرا باید کارشناسان مربوطه وتاریخ پاسخ بگویند. ولی آنچه مسلم است با دستور مستقیم صدام (نادان ) بيش از ۱۰۰ هواپيماى عراقى در ساعت ۱۴ روز ۳۱ شهريورسال 59 با عبور از مرزهاى ايران از ۴ فرودگاه اصلى، ۱۹ شهر ايران را مورد هجوم قرار دادند. صدام جنگی را به ایران تحمیل کرد که که در نهایت باعث نابودی خودش و ملت عراق شد. مقاومت دلیرانه فرزندان ایران خواب و رویای صدام را به کابوسی تلخ تبدیل کردند تا برگی دیگر از قدرت ایمان و روح ایرانی را به جهانیان ثابت کنند . ایرانی که به واقع در مقابل تمام دنیا مقاومت کرد . 23 کشور بطور مستقیم به صدام کمک کردند حتی بعضی از انها سربازان خود را فرستاده بودند. ایرانیان با کمترین امکانات در مقابل تمام جنگ افزار های آنها ایستادند تا ثابت کنند اگر ایرانی بخواهد از دین و ایمان و کشورش محافظت کند اینکار را خواهد کرد . اگر بخواهند! دشمن فکر می کرد که ایران ضعیف هست و هیچگونه مقاومتی نخواهد کرد ولی نمی دانست و صدام به دنیا گفت . تو گفتی که اینان لختی فرو مایه اند و ز گردن کشان کمترین پایه اند کنون تیر ایشان با نیزه یکیست ٬ دل شیر در چنگ او اندکیست " فردوسی کبیر " آره نمی دونست که بچه های بسیجی ما دلشون مثل شیر می مونه و گرنه غلط می کرد به ایران تجاوز کند. بالاخره بعد از 8 سال جنگ تمام شد. نتایج جنگ . آیا می توان نتیجه ای از جنگها گرفت!؟ ضرر و زیان غیر مستقیم که هیچ ولی خسارات و نتیجه ظاهری جنگ 2887 روزه ایران و عراق: شهادت بیش از 330 هزار نفرایرانی و کشته شدن 380 هزار عراقی . و هزاران جانباز. | ||