تبليغاتX
NADIASUN
زندگی با خاطرات و...

 برنامه ریزی یکی از اصول مهم مدیریت است.

به زبان ساده تر برنامه ریزی یعنی آینده نگری ( پیش بینی ) . افراد هر چقدر به بلوغ اجتماعی و فکری بیشتری دست می یابند بهتر و طولانی تر برنامه ریزی می کنند. از نوع برنامه ریزی های افراد می توان میزان بلوغ فکری آنها را سنجید.

تجربه ثابت کرده است کسانی که برنامه ریزی می کنند افراد ی موفق اند و به تعبیر دیگر بین برنامه ریزی و موفقیت رابطه ای مستقیم وجود دارد.

بدون برنامه ریزی نمی توان به موفقیت رسید.. باید برنامه ریزی کرد.

مهمترین عنصر برنامه ریزی هدفمندی است.

وقتی هدف ما روشن شود بهتر می توان راههای رسیدن به آن را بررسی کرد افراد موفق کسانی هستند که فرصتها را شکار یا فرصتی خلق می کنند.

شما از کدام گروه هستید؟ افراد ناموفق افرادی هستند که فرصت ها را کشته اند.از دست داده اند یا آتش زده اند. متا سفانه این افراد معمولا فکر می کنند که دیگران این کار را کرده اند آیا شما اجازه می دهید این اتفاق رخ دهد؟

جمله معروف است که می گوید ماهیت باران همان است که باعث می شود خار در بیابان و گل در باغها بروید.

در برنامه ریزی باید ماهیت مثبت بودن و از فرصت استفاده کردن داشت.

چگونه برنامه ریزی کنیم:

1- هدف خود را مشخص کنیم

2- ابزارهای مورد نیاز را فراهم کنیم.

3- اراده را قوی کنیم ( یا به زبانی اره را تیز کنیم)

4- قلم را به دست بگیریم و تمام کارهایی که می خواهیم انجام دهیم را بنویسیم.

5- اولویت بندی کنیم.

6- از کم شروع کنیم وبا گذشت زمان زیاد کنیم.

7- مدام باز نگری کنیم و میزان پیشرفت را اندازه گیری کنیم.( فیدبک صحیح خیلی مهم هست )

8- از میزان موفیت بدست آمده لذت ببریم.

9- در کمکاری ها تجدید نظر کنیم.

10- مجدد اره را تیز کنیم.

///////////////////////////////

برنامه ریزی برای درس خواندن

1- یک بار مرور درس قبل از رفتن به کلاس

2- سر کلاس بدقت گوش دادن

3- یادداشت برداری

4- اگر متوجه نشدیم خوب فکر کنیم و بعد از معلم سوال کنیم

5- تمرین هر درس را همان روز انجام دهیم

6- برای هر درسی زمان مشخصی پیش بینی کنیم تا وقت کافی برای تمرین داشته باشیم.

7- بین درس ها مقداری استراحت و تغذیه داشته باشیم

8- باز هم درس فردا را قبل از رفتن به کلاس مرور کنیم.

 

 

+ نوشته شده در  86/12/09ساعت 18:20  توسط mbz  | 

خواستن:

اگر خواهان چیزی باشیم یا تمایل به رسیدن به هدفی داشته باشیم قدم اول خواستن می باشد. باید بگوییم ما آن چیز را می خواهیم و یا ما دوست داریم به آن هدف برسیم.

شروع هرکاری با صرف فعل خواستن شروع می شود.

در مورد کشور ایران اگر زیاد دور نشویم حداقل از زمان مشروطه مردم فعل خواستن را صرف کردند.

پس یادتان باشد برای هر آرزویی که دارید اول خیلی خوب و رسا آن آرزو را با صدای بلند ابراز کنید در واقع فعل خواستن را صرف کنید.خواستن خواستن . من می خواهم . من آرزو دارم من خواهان آن .......... هستم.

باور:

آیا واقعا به آنچه می خواهیم ایمان داریم . آیا از صمیم قلب خواهان رسیدن به هدف هستیم.اینکه فقط چیزی را بخواهیم ولی به آن اعتقاد نداشته باشیم خواستن ما را کمرنگ می کند. پس باید از صمیم قلب به خواسته خود ایمان داشته باشیم و با تمام وجود آنرا باور داشته باشیم.

مردم ایران با انقلاب سال 57 ثابت کردند که برای رسیدن به پیشرفت اعتقاد دارند.ایمان و باور مردم باعث پیروزی آنها شد.

پس یکی دیگر از مراحل مهم رسیدن به هدف باور و ایمان واقعی به آن خواسته می باشد.

من به این آرزوی خود ایمان دارم . این خواسته قلبی من هست من به این هدف اعتقاد دارم و باورم آن است که به آن خواهم رسید.

عمل:

حال نوبت عمل کردن به خواسته های خود است. عمل کردن مراحل مختلفی دارد که باید آنها را به خوبی اجرا کرد.

پس از برنامه ریزی و سازماندهی شروع به اجرا و عمل نموده و همه مراحل هدایت و کنترل را نیز بخوبی اجرا می کنیم که ریز این مراحل در پست های قبلی توضیح داده شده ( مدیریت خود )

متاسفانه با این که چند برنامه توسعه در ایران اجرا شده و هنوز هم در حال اجرا هست در عمل ما مشکل داریم یکی از مشکلات عدم قبول اجرای برنامه های اجرا شده توسط دولت های گذشته هست یا دور شدن از برنامه های تدوین شده و تغیر آنها از وسط برنامه .

در واقع بیشتر مواقع کارها از صفر شروع می شود چون کارهای انجام شده قبلی را قبول نداریم و این تغیرات از نظر زمانی به نفع ما نیست .

پس ما اگر برای خودمان برنامه ای می ریزیم باید سعی کنیم همه جوانب آن را در نظر بگیریم یا درواقع از نظر تئوری خوب باشد تا در عمل به مشکل بر نخوریم.در هر صورت خود عمل کردن به برنامه ها خیلی قدم بزرگی است.  انسانهای موفق همیشه به حرف های خود عمل کرده اند.

اگر مرد رهی میان خون باید رفت       از پای فتاده سرنگون باید رفت

تو پای به ره بنه و هیچ مپرس     خود راه بگویدت که چون باید رفت

پشتکار:

رسیدیم به مهمترین مرحله از پله های رسیدن به هدف .

پشتکار مداومت و استمرا ر و پافشاری در عمل رمز موفقیت هست.

نباید خسته شد .با یک بار و یا حتی چند با شکست نباید نا امید شد. انسانهای موفق همیشه پشتکار خوبی داشتد.

از ادیسون پرسیدند چقدر استعداد در رسیدن به موفقیت تاثیر دارد. جواب آن این بود.

10% استعداد و 90% پشتکار پس نباید زیاد نگران پایین بودن استعداد خود باشیم . داشتن استعداد زیاد و نداشتن پشتکار در خیلی از موارد ما را به هدف نمی رساند.

پس یادتان نرود . در هر کاری استمرار و مداومت داشته باشید و با پشتکار زیاد خود را به آرزوهایتان برسانید.

پس اگر خواستن را 100 مرتبه و باور را 200 مرتبه و عمل را 300 مرتبه تکرار می کنید یادتان باشد پشتکار و مداومت تلاش در کار را باید بیش از 1000 مرتبه تکرار کنید.

با استعداد کم و پشتکار زیاد می توان به موفقیت رسید. 

پس تلاش مداومت و استمرار در کارها رمز موفقیت انسانهای بزرگ و موفق  می باشد.

تلاش مداومت پشتکار و جدیت در هر کاری تضمین کننده رسیدن به هدف می باشد  

 

+ نوشته شده در  86/12/09ساعت 17:57  توسط mbz  | 

سازماندهی و هماهنگی

تقسیم کار بین گروه های کاری و افراد و هماهنگی بین آنها و طبقه بندی وظایف و تفویض اختیار و ایجاد ارتباط مناسب و منطقی میان وظایف و افرادی که عملیات گوناگون را انجام می دهند برای جلوگیری از اختلاط مسئولیت و ایجاد وحدت عمل بمنظور تحقق هدفهای مشترک سازمان لازم و ضروریست.

موارد مطرح شده در بالا مربوط به سازمان هست که می توانیم به نوعی برای خودمان بکار ببریم.

در سازماندهی بهتر است هدفهایمان را طوری انتخاب کنیم که نتایج هر یک از آنها به بهترین وجه حاصل شده و مکمل یگدیگر و هدفهای آتی باشد .

تخصیص مناسب زمان ازلحاظ مقدار زمان و تاریخ اجرا. طوری که از کارهای تکراری و بی حاصل جلوگیری شود.

رعایت سرعت اجرا در انجام عملیات به طوری که به اندازه توان و نیروی خودمان باشد تا  باعث خستگی و دلزدگی نشود.هماهنگی بین کارهای سبک و سنگین از لحاظ روحی و جسمی .

در سازماندهی و هماهنگی برای خودمان مهمترین چیز حفظ تعادل می باشد.

یک روانشناس فرانسوی ( یادم نیست چه کسی بوده ) گفته ایرانی ها مثل پاندول هستند . حد وسط ندارند یا افراط یا تفریط .

ما سعی کنیم در همه امور تعادل و هماهنگی را رعایت کنیم.

چیز خیلی مهمی که نباید از یاد برد و در حفظ تعادل آن کوشا بود دو پارامتر می باشد.

۱- روح انسان   ۲- جسم انسان

درورزش یوگا اصل اولیه و هدف نهایی تعادل بین روح و جسم است برای همین به آن یوگا گویند .می گویند ریشه کلمه یوگا از یوغ آمده که همان چوبی است که بین دو حیوان(گاو) بسته می شود تا در هنگام شخم زدن تعادل در حرکت را بین آن دو حفظ کند.

از قدیم گفتند فکر سالم در بدن سالم.

در واقع این دو لازم و ملزوم یکدیگرند. هرچه هماهنگی و تعادل بین این دو برقرار باشد انسان بهتر و راحتتر می تواند در وظایف خود موفق باشد.

یکی از دوستان نظر داده بود که خلاصه تر بنویسم باور کنید از این خلاصه تر نمی شود نوشت.

جسم انسان:

موارد زیادی برای حفظ سلامتی انسان وجود دارد . که به مواردی از آنها اشاره می کنیم .

رعایت اصول اولیه بهداشت . دوری از محیط های خطر آفرین و بیماریزا و...

 رعایت اصول تغذیه سالم .

رعایت اصول تغذیه برای سلامتی انسان خیلی واضح و روشن است .

- خوردن مواد مفید و ضروری و آنچه بدن بدان نیاز دارد. سبزیجات- میوه ها – ویتامین ها و..

- پرهیز ازخوردن مواد مضر . چربی – مواد شیمیایی – روغن جامد – نوشابه – نمک – شرینی زیاد ( خودم دوست دارم ) و...البته با توجه به سن افراد.

- کمک به دستگاه گوارش با به موقع خوردن – صحیح خوردن وزیاد کردن وعده های غذایی و کاستن از حجم آن.

- تنها قسمت از دستگاه گوارش که ارادی می باشد و کنترل آن دست خودمان هست و می توانیم به بهترین نحو از آن استفاده کنیم دهان است . پس سعی کنیم با خوب جویدن غذا و آرام خوردن در هضم غذا به معده و روده کمک کنیم. ( خیلی مهم )

یکی از موارد خوب و خیلی مهم که به سلامتی انسان کمک می کند ورزش کردن هست.

سعی کنید به رشته ورزشی که علاقمند هستید بپردازید . اگر هم علاقه ویا امکانات ندارید حداقل در روز 10 الی 20 دقیقه حرکات نرمشی انجام دهید. چند حرکت ساده یوگا هست که می توانید در منزل انجام دهید .

تاکید ویژه می کنم به خانم ها و دختر خانم ها که ورزش و یا نرمش را در برنامه زندگی خودشان قرار دهند تا از عوارض کم تحرکی که در آینده امکان دارد دچار آن شوند مصون بمانند.

شاید بگوید امکانات برای آنها مهیا نیست و غیره ولی پیشنهاد می کنم اگر واقعا امکان ورزش کردن را ندارندحداقل روزی 4 ، 3 کیلومتر پیاده روی داشته باشید و اگر می تواید در منزل  حرکات موزون را به مدت 20 دقیقه انجام دهید.

ورزش علاوه بر کمک به سلامتی جسم به شما نشاط و انرژی می دهد.

پس ورزش را هیچ وقت فراموش نکنید.

 

روح انسان:

همانطور که به جسم باید برسیم باید به روح و معنویات و تغذیه روحی انسان اهمیت بدهیم.

بحث و صحبت در مورد روح ومعنویت برای انسان و پرداختن به آن کار من نیست و شما خودتان می توانید با توجه به جهان بینی خودتان به آن بپردازید.

فقط چند پیشنهاد ساده:

مهمترین و بهترین چیز اعتقاد و ایمان کامل (100% ) به پروردگار عالم.

اگر در مسیر حرکت خدا را همراه داشته باشی بدان که به هدفت خواهی رسید . چون او با فرمان به تمام کائنات تو را در رسیدن به اهدافت کمک خواهد کرد.

اوقات فراغت خود را با آنچه بدان علاقمند هستید پر کنید ویا در واقع به دلمشغولی های خود بپردازید.

یکی از راهها ی تقویت روحیه پرداختن به امور هنری می باشد . هر هنری که به آن علاقمند هستید . بلاخره به یکی از هفت هنر علاقه که دارید؟!

1- نقاشی 2- موسیقی 3- مجسمه سازی 4- رقص 5- تاتر 6- عکاسی 7- سینما

اگر باز به اینها علاقه نداریدبه ادبیات و یا فلسفه ویا امور مذهبی بپردازید.

خواندن کتاب های مورد علاقه می تواند در تقویت روحیه به شما کمک کند.

حالا که موارد مطرح شده را خوب سازمتندهی و هماهنگی کردید . به آخرین مرحله می پردازیم.

 

رهبری و کنترل

رهبری آرمانگرا و عملگرا باشید.

به خودتان زیاد سخت نگیرید که در وسط راه خسته شوید و نه آنقدرسهل بگیرید که تنبلی موجب کند شدن حرکت شما و یا قطع آن گردد.

یکی از مشکلاتی که در مدیریت ها چه در سازمان و یا دولت و خانواده وجود دارد . کنترل و هدایت بر اثر باز خورد یا فیدبک غلط و اشتباه می باشد که در نهایت منتج به خروجی اشتباه برای کنترل کننده می گردد. در سیستم کنترل ( بر گرفته از سیستم ابزاردقیقی و الکتریکال  ) که دارای ست پوینت ( set point) و اکچووال (actual  ) هست ویا بهتر بگویم موارد خواسته شده و نتیجه حقیقی می باشد این دو مقایسه شده و در صورت اختلاف برای موازنه آن ، سیستم فرمانی برای اصلاح اختلاف صادرمی کند . حال اگر نمونه گرفته شده برای مقایسه با ست پوینت که همان فید بک می باشد اشتباه و غلط باشد سیستم به تبع نتیجه گیری غلطی انجام می دهد که به ظاهر درست است.

پس سعی کنید فیدبک های شما دقیق و درست باشد تا نتیجه گیری شما از اعمال و کارهایتان خوب و مورد رضایت خاطر شما گردد. هر چه نمونه گیری و زمان کنترل شما دقیق تر و زودتر باشد هدایت و کنترل شما نیز دقیق تر است.

حداقل هر هفته و یا یک ماه این کنترل ها را با دقت و بدون خطا انجام دهید.

از خود سوال کنید نتیجه اعمال شما با خواسته شما مطابقت دارد ؟ در صورت انحراف سعی در رفع آن نمائید . تا زودتربه اهدافتان برسید.

در آخر سال هم نتیجه کارها را بصورت کارنامه برای خود تهیه نمائید .

هر چه آمار و ارقام شما از وسیله ها و اهداف و نتایج یا خواسته ها بیشتر و دقیق تر باشد ، تجزیه و تحلیل راحت تر و نتیجه گیری بهتر حاصل خواهد شد.

بعد از اجرای کامل وظایف خود ( برنامه ریزی ، سازماندهی و هماهنگی ، رهبری و کنترل ) آیا وظایف شما تمام شده است؟

همه سازمانها و انسانها برای خود برنامه دارند ولی آیا همه آنها موفق و پیروز هستند ؟ بضی ها ورشکست می شوند . یکسری به اهدافشان نمی رسند و عده ای کار را در نیمه راه رها می کنند . جهت افزایش کارایی و بهروری بهترین روش ها را انتخاب کنید تا علاوه بر اینکه به اهدافتان می رسید در کارها نیز سرآمد و پیشتاز باشید. چون تنها پیشتازان هستند که پایدارند.

با کمترین هزینه بیشترین نتیجه را بدست آورید.

شرکتهایی موفق هستند که روی مزیت های نسبی خود سرمایه گذاری کنند. برای بالا بردن کارایی و بهره وری خودمان باید ببینیم در چه چیزی مزیت نسبی داریم . مثلا اگر در هنر استعداد داریم وارد کار فنی نشویم .

 علاوه بر برنامه ریزی ،عمل و پشتکار نیزدر کارها بسیار مهم است.

از ادیسون پرسیدن استعداد چقدر در موفقیت و اختراعات شما دخیل بوده ؟

گفت 10% استعداد و 90% پشتکار . پس زیاد نگران استعداد خود نباشید .

پشتکار، مداومت ، اصرار وصرف فعل خواستن همه چیز را حل می کند.

تمام این برنامه ریزی ها و تئوری ها بستگی به این دارد که چقدر شما مشتاق رسیدن  به اهداف و آرزوهای خود هستید.

برای یافتن آن چه همیشه آرزوی آنرا داری هیچ گاه دیر نیست اما باید خود را بشناسی و اینکه واقعا دنبال چه هستی چه چیزی تو را به هدف نهایی ات هدایت می کند . در این را از چه کسانی می توانی کمک بگیری . وسایل و ابزار راه چه می تواند باشد. و ...

 

در آخر به دوستان خودم آقا پسر های گل میگم بجنبید که آمار نشان می دهد دختر خانمهای عزیز در برنامه ریزی و استفاده بهینه از وقتشان خیلی جلوتر هستند.

  خیلی وقت شما را گرفتم  سعی کردم خلاصه بنویسم امیدوارم که حداقل یک درصد مورد استفاده شما باشد .

    باور کنید تا ببینید!

 

                               م ب  ۱۱/۱۱/۸۴

ًًًًًَََََََََ»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»

 

          عشق سخن می گوید حتی زمانی که لبها بسته باشد.

بی عشق زندگی محال است ( افلاطون ) - PHOTO:mbz 84.11.1

 

 

مهربانی . عشق فعال.

فقط یک چیز مهم تر از شادی هست : قداست .

این در دسترس ما نیست. اما امکان شاد کردن دیگران که در توان ما هست . خداوند این امکان را تقریبا به رایگان در دستان ما گذاشت . اگر به دقت بنگریم ، در می یابیم که این امکان برای ما هیچ خرجی نداشته است.

پس چرا ، در کمک به دیگران تردید می کنیم ؟ شادی کالایی نیست که در احتکار زیاد شود ، نیز چیزی نیست که با بخشیدن ، بکاهد. بر عکس ، تنها با پراکندن شادی است که می توانیم سهم خود را بیفزاییم.

و مهربانی چه آسان است . اثرش آنی است و بانی اش همواره به یاد سپرده می شود.

و پاداش اش چه عظیم است ، چرا که هیچ رهنی شریف تر از رهن عشق نیست. عشق هرگز تقلب نمی کند.

عشق کارمایه راستین حیات است. همان گونه که براونینگ (Browning ) می گوید:

" چرا که زندگی ، با تمام لحظه هایش لحظه های شادی و غم ، امید و ترس ، فقط فرصتی برای آموختن عشق است .آموختن عشق ، آن گونه که می تواند باشد ، همان گونه که بوده ، و همانگونه که هست."

جایی که عشق باشد ، انسان هست ، و خدا هست.

کسی که در عشق شادی می یابد ، در انسان شادی می یابد ، در خداوند شادی می یابد.

خدا عشق است. پس : عشق بورزید!

+ نوشته شده در  84/11/14ساعت 16:20  توسط mbz  | 

     

خوب قرار شد از خودمان شروع کنیم . وقتی برای هر کار کوچک و ابتدایی وقت صرف می کنیم پس بهتر است  برای آینده خودمان که از همه چیز مهمتر می باشد وقت گذاشته و  برنامه ای تدارک ببینیم. لازمه این کار اول خواستن و خوب فکر کردن و بعد عمل کردن هست .

حال که قرار است سررشته زندگی را خودمان بدست بگیریم باید برای آن ارزش قائل بوده وحداقل چند ساعت  وقت صرف کرده ودور از استرس فکر کنیم بعد آنها را یاداشت کرده و طبق برنامه اجرا نماییم.

فکر می کنم علم مدیریت را نه فقط در مورد سازمانها ، بلکه در مورد انسانها نیز می توان بکار برد . با اجرای اصولی علم مدیریت در مورد خودمان می توانیم نتایج بهتری از زندگی بدست آوریم.

ما قبل از اینکه بدنیا بیاییم برای مان برنامه ریزی کرده اند، از پدر ومادر که هزار نقشه و آرزو برای فرزند خود دارند تا دولت که برنامه های کوتاه و بلند مدتی برای عموم تدوین کرده اند.

حال تا چه اندازه برنامه ریزی آنها صحیح و مفید باشد می توان نسبت به ادامه و یا تغییر آن اقدام نمود . این وابسته به میزان رضایت خاطر ما  از نتایج  برنامه ریزی های گذشته است و یا آن زمانی که تصمیم گرفته ایم آن چیزی باشیم که خود دوست داریم.

برای خیلی ها خوب برنامه ریزی شده پدرومادربهترین برنامه ها را برای آنها درنظرگرفته اند . بهترین مدرسه ها ، آموزشگاهها و حتی برنامه های بعد از پایان تحصیلات نیز مشخص بوده و دولت نیز تمام زیر ساخت ها و امکانات عمومی را برای پیشرفت مهیا نموده است .

حال اگر آن برنامه ها و نقشه ها ما را به هدف اصلی که مورد نظر ماست می رساند که چه بهتر آن را ادامه می دهیم در غیر اینصورت باید مسیر و جهت آن را تغییر دهیم.

بعد از تعیین جایگاه کنونی خود و مشخص کردن هدف به برنامه ریزی پرداخته و حرکت را شروع می کنیم.

چرا باید خودمان برای خودمان تصمیم بگیریم ؟

چون تنها خودمان مسئول و پاسخگوی اعمال و رفتارمان در این دنیا و آن دنیا هستیم پس بهتر است خودمان برنامه ریزآن باشیم .

اینکه محیط من خوب نبود ، امکانات کافی نداشتم و ... برای قاضی های این دنیا و آخرت قانع کننده نیست.

چند تعریف از علم مدیریت سازمان که برای مدیریت خود لازم است بدانیم.

مدیریت: فرآیند بکارگیری موثر و کارآمدمنابع مادی و انسانی جهت حصول به اهداف سازمانی با توجه به نظام ارزشی .

وظایف مدیریت: برنامه ریزی – سازماندهی – هماهنگی – رهبری  و کنترل

در تعریف مدیریت چیزی که خیلی مهم هست و به آن توجه می شود نظام ارزشی سازمان است . چرا؟

مدیر برای مدیریت باید با توجه به نظام ارزشی سازمان اقدام به کارهای مدیریت کند . شرکتی که برای رسیدن به هدف هر وسیله ای را توجیه می کند و حاضر است با گول زدن مشتری و استثمار کارکنان به سودآوری برسد با سازمانی که برای مشتری ارزش قائل است وفقط  فکر سوددهی نیست خیلی متمایز است.

مدیریت خود: فرآیند بکارگیری موثر و کارآمد منابع مادی و انسانی برای رسیدن به اهداف خودمان با توجه به جهان بینی که داریم.

پس در قدم اول مهمترین چیز برای ما مشخص کردن جهان بینی است. چرا که تعین هدفها و به همین ترتیب انتخاب شیوه های نیل بدانها ، تا حدقابل توجهی تابع ارزشها و اعتقادات و طرز تفکرو نیازهای شماست.

برنامه ریزی :

در تنظیم برنامه عملیاتی لازم است که هدفهای مان معلوم و مشخص گردد و خط و مشی و موازینی برای اجرای عملیات وضع کنیم.

برنامه ریزی مستلزم تشخیص مسائل و مشکلات ، پیدا کردن طرق مختلف برای حل آنها ، بررسی و تجزیه تحلیل نتایج هر یک از طرق مزبور و انتخاب طریقه ای که فکر می کنیم بهتر است ازآن پیروی شود.

مسئله ای که با تنظیم برنامه ارتباط دارد تعین حدود و اندازه امکانات و شرایط و جایگاه خودمان در زمان حال دارد. در واقع باید اطلاعات دقیقی ازشرایط حال خود داشته باشیم.

می توانیم با توجه به امکانات خود تعین هدف کنیم و یا اهداف را تعین کرده بعد امکانات را برای آن مهیا کنیم . این یکی از شرایط سخت برای می باشد و یا هر دو را باهم در نظر بگیریم.

 

تعین هدف

هیچ برنامه ای بدون هدف وجود ندارد.

سلسله مراتب هدف : گرچه ممکن است که یک هدف بزرگ و وسیع داشته باشیم ولی برای رسیدن به آن باید هدفهای کوچکتر که در واقع هر کدام حکم وسیله ای برای رسیدن به هدف بزرگتر هست در نظر بگیریم و با توجه به اهمیت ، آنها را اولویت بندی کنیم و یا حتی بعضی را بطور موازی پیش ببریم.

تعدد هدف: می توان چند هدف دیگر هم در نظر گرفت این بستگی به شما دارد. و برای آنها نیز برنامه ریزی کرد . البته این اهداف نباید متناقض یگدیگر باشند.

خوب شما چه اهدافی در زندگی تان دارید؟

امکان وصول به هدف :

مسئله دیگری که در تعین هدفهای خودمان موثر است، امکان وصول به آنهاست. قبل از تعین هدف ، امکانات تامین آن باید بدقت بررسی و مطالعه شود. چنانچه هدف های خودمان با واقع بینی پیش بینی نگردد. در شرایط استثنایی و نادر ممکن است تحقق یابد . در اینصورت عدم امکان رسیدن به هدف موجب یاس و ناامیدی خودمان خواهد شد.

دخالت زمان در تعین هدف :

در تعین هدف حتما مدت رسیدن به آن و محدودیت های آنرا در نظر بگیریم .

تعین خط و مشی:

برای رسیدن به هدف مقررات و محدودیتها و شرایط محیطی را در نظر بگیریم.

جمع آوری اطلاعات:

اینکه در چه کشوری متولد شده ایم . در چه شهری ساکن هستیم – وضعیت خانواده از لحاظ مالی و اجتماعی – خودمان چه امکاناتی داریم ، میزان سن ، تحصیلات ، درآمد و ...

 

امکانات و توانایی های مشترک ما:

قدرت فکر و اندیشه

مغز انسان دارای100 میلیارد سلول هست ، یعنی بیش از 15برابر جمعیت کره زمین، که قدرت تجزیه و تحلیل مسائل پیچیده ای را دارد .

اکثر قریب به اتفاق انسانهای اطراف ما که آنها را در همه سطوح می بینیم حداکثر 7% از توانایی مغز خود استفاده کرده اند . یعنی از 93% این توانایی ها استفاده نمی شود .

بیشترین استفاده را فقط یک نفر برده که آن هم انیشتین بوده که  تنها 13% از  توانایی ها ی مغزش استفاده کرده است .

پس وقتی از 13% توانایی های مغز استفاده شود ، آدم به انیشتین تبدیل می شود چرا ما نمی توانیم و یا در واقع نمی خواهیم از این قدرت و توانایی که خدا به ما داده نهایت استفاده بهروری  را ببریم.

و خیلی امکانات دیگر از قبیل جسم سالم ، نیروی جوانی و انگیزه کافی برای حرکت و ...

که اگر قدرت عشق هم به آن اضافه شود انسان کوه را نیز می تواند جابجا کرده و همچون آتشفشانی تمام مشکلات و موانع حرکت و پیشرفت را ذوب نماید.

  محدودیت ها

زمان – خداوند یک بودجه مشخص و محدود به همۀ انسانها داده است که نوسان آن محدود و در واقع غیر قابل تغییر است و برای همه شرایط آن یکسان می باشد .

اگر بطور متوسط امید زندگی را برای انسانها 70 سال در نظر بگیریم تقریباً 600 هزار ساعت بودجه عمر ماست که3/1 آن در خواب هستیم .

پس سعی کنیم از این 400 هزار ساعت به بهترین وجه استفاده کنیم . در ازای هر یک ساعتی که می دهیم ارزش بیشتری را کسب کنیم و آنرا ارزان از دست ندهیم چطور ما برای پول دریافتی در آخر برج کلی برنامه ریزی می کنیم که چگونه آنرا خرج کنیم ولی حواسمان به این پول ثابت و محدود نیست و برای آن برنامۀ مشخصی نداریم و برنامه ریزی نمی کنیم .

 با توجه به امکانات و محدودیت ها برای رسیدن به اهداف برنامه ریزی را شروع می کنیم .

من نمی توانم برای شما برنامه ریزی کنم چون نمی دانم اهدافتان چیست ؟

ولی متذکر می شوم وسیله ها را با اهداف اشتباه نگیرید ، برای بعضی ها پول هدف است و یا حتی تحصیلات در صورتی که به نظر من اینها وسیله هستند که به شما در رسیدن به اهدافتان می تواند کمک کند .

 بدون پول صد در صد بدبخت خواهید شد ولی با پول تضمینی نیست که 100% خوشبخت شوید !

در جامعه ما چند هدف کوتاه مدت و میان مدت وجود دارد که می توان از آنها در آینده به عنوان وسیله برای رسیدن به اهداف بزرگتر استفاده کرد :

1 – تحصیلات آکادمیک

2 - فراگیری یک زبان خارجی

3 – تحصیل دانش کامپیوتر

4 – ایجاد منبع در آمد .

برنامه ریزی و زمان بندی برای موارد بالا بستگی به شرایط روحی ، فکری و IQ شما دارد . خودتان بهتر می توانید تشخیص دهید که مثلاً چند ساعت برای فراگیری مقداری از یک مطلب، زمان نیاز دارید ولی چیزی که من فکر می کنم در برنامه هایتان در نظر بگیرید قابل انعطاف بودن آنهاست

 – یعنی برنامه ای خشک و ثابت نباشد که اگر در یکی از آنها تأخیری ایجاد شد نشود با جابجایی زمان اختصاص داده شد به برنامۀ دیگری آن را جبران کرد .

برای موفقیت در این قسمتها الگو برداری یکی از شیوه های خوب و مفید است البته به شرطی که خودتان الگو و برنامۀ بهتری نداشته باشید  .

برای ادامه تحصیل آنچه را که دوست دارید و علاقه مند هستید انتخاب کنید طوری که هماهنگ با اهداف شما بوده و مغایرتی با آن نداشته باشد .

در همۀ کارها صد در صد باشید یعنی حالا که قرار است درس بخوانید چرا باید ناقص و سرسری بخوانید – چرا نباید صد در صد مطالب را یاد بگیرید (سعی شما بر این باشد ) چرا باید در همان دوران تحصیل مثلاً معدل 14 شود یعنی در همان دوران 30% مطالب را فرا نگرفته اید . بعد از چند سال از اتمام تحصیل 30% آن را هم فرا موش می کنیم ، چیزی برای استفاده باقی نمی ماند .

- با فراگیری یک زبان خارجی شما وارد یک دنیای دیگری می شوید که به عنوان یک ابزار قوی در رسیدن شما به هدف می تواند مورد استفاده قرار گیرد .

چرا باید بعد از 7 سال خواندن زبان از اول راهنمایی تا پایان دبیرستان هیچ چیزی را فرانگرفته  باشیم ، البته خودم را می گویم شما که ماشا ا... خوب یاد گرفته اید .

اگر فقط طی این هفت سال هفته ای 4 لغت زبان یاد می گرفتیم ، 1500 لغت یادگرفته بودیم که برای شروع یک مکالمه عادی کا فی است .

-در مورد کامپیوتر هم که همگی شما ماشا ا... واردید که دارید این مطالب را مطالعه می کنید ، حا ل وقت آن رسیده که اصولی تر یادگرفته وکارآیی استفاده از آن را بالا ببرید طوری که در ارتباط با رشته تحصیلی و نوع شغل مربوط به شما باشد .

فراگیری  نرم افزار های رشتۀ مربوطه و .... .

ترکیب این سه عامل به شما در پیدا کردن کا رکمک می کند .

شاید بگویید باز کار نیست ، خوب می توانید خود کا رآفرین باشید . 

شاید سرمایه بخواهید که البته خیلی کار آفرین باشید سرمایه خودش سراغ شما می آید .

برای کا رهم زیاد سخت نگیرید می توانید از کار نیمه وقت شروع کنید .

در حین صرفه جویی و پس انداز به فکر ایجاد در آمد و افزایش در آمد باشید .

سرمایه گذاری بادوستان و در بورس می تواند به افزایش سرمایه شما در آینده کمک نماید . خوب ، حالا که یکسری ابزار برای اهدافتان مشخص کردید می توانید  برای دستیابی به آنها برنامه ریزی کنید .

البته در برنامه ریزی و برنامۀ عملیات روشهای مختلفی وجود دارد که مطرح نمودن آنها در این نوشتار نمی گنجد .

ولی چیز مهمی که باید در نظر گرفت بودجه و برنامه ریزیست یعنی ما چیزی را برای رسیدن به اهداف مان باید هزینه کنیم . هزینه های مالی، معنوی و عمر .

آیا به درستی و به اندازۀ صرف این بودجه ها بازگشت سرمایه و سود برای ما وجود دارد و ما را به نتیجۀ آن هدف می رساند ؟

پس در تخصیص بودجه به اهدافتان نسبت به نوع هدف و ارتباط آن با هدف بعدی و یا هدف کلی، کمال دقت را داشته باشید .

فرق انسانها درنتیجه گیری از اعمالشان در مقدار بهره وری آنهاست .

-اجرای عملیات-

 خود را موظف به اجرای صحیح طرحهای برنامه ریزی شده کرده و یادتان نرود که هم مجری هستید و هم ناظر .

سازماندهی :

                                                        م ب 4/11/84

                                                "