|
|
|
|
|
دزد بي مرام. حكايت ديروزم را براي شما تعريف كنم. غروب براي گرفتن يك كتاب به كتابفروشي بهمن رفتم و ماشين را كنار پارك گذاشتم . وقتي برگشتم ديدم شيشه سمت راننده را شكستن . باور كنيد رفت و برگشت نيم ساعت نشد . حالا چرا بي مرام ،چون دزدهاي قديم آنقدر انصاف داشتن كه براي يك عينك و 4 تا دونه cd شيشه ماشين رو نمي شكستن . البته بايد دله دزد باشه و يا معتاد . البته من خودم ناراحت نشدم چون شب قبلش خواب ديدم ماشينم تمامش له شده . خوب اينم يه جورش هست من مي گم قضا و بلا بوده رد شده . البته بگم قبل از عيد هم درست خود اول صبح 29 اسفند شوفاژ آپارتمان را بردن كه براي تعويض آن سهم هر واحد شد 20000 تومان كه دشت عيدي آقا دزدها بود. به نظرم آنها مقصر نيستن . به كجا داريم مي رويم حالا نزديك 5 ميليون بيكار داريم . كه تا 4 سال آينده به 8 ميليون نفر مي رسند. 3 ميليون معتاد داريم (البته معتاد تزريقي ) چون معتاد به ترياك من فكر مي كنم به 10 ميليون هم برسد. بالاي 100 هزارنفر مبتلا به بيماري ايدز هستند.(البته آمار رسمي 15000 نفر هست ). امروز رفتم شيشه ماشين را هم عوض كردم . 40000 تومان هزينه براي يه بسته هروئين! بگذريم نمي خوام با اين حرفا ناراحتتون كنم فقط خواستم بگم بيشتر مواظب باشيد چون من زيادي خوشبين بودم .بريم سراغ حكايت هاي خوب . //////////////////////////////////////////////////////////////////////////// گفتگو با خدا در رویاهایم دیدم که با خدا گفتگو می کردم.خدا پرسید: پس تو می خواهی با من گفتگو کنی ؟ من گفتم : اگر وقت داری. خدا گفت : وقت من بی نهایت است ٬ در ذهنت چیست که می خواهی از من بپرسی؟ پرسیدم : چه چیز بشر ٬ شما را سخت متعجب می سازد/ خدا پاسخ داد: کودکی شان ٬ این که آنها از کودکی شان خسته می شوند عجله دارند که بزرگ شوند و بعد از مدتها دوباره آرزو می کنند که کودک باشند. این که آنها سلامت خود را از دست می دهند تا پول به دست آورند و بعد پولشان را از دست می دهند تا دوباره سلامت خود را به دست آورند. این که با اضطراب به آینده می نگرند و حال را فراموش می کنند بنابراین نه در حال زندگی می کنند و در اینده ٬ این که آنها به گونهای زندگی می کنند که گویی هرگز نمی میرند و به گونه ای می میرند که گویی هرگز زندگی نکرده اند . دستهای خدا دستانم را گرفتند . برای مدتی سکوت کردیم و من دوباره پرسیدم : به عنوان یک پدر می خواهی کدام یک از درسهای زندگی را فرزندانت بیاموزند؟ گفت: بیاموزند که نمی توانند کسی را وادارکنند که عاشقشان باشد . همه کاری که آنها می توانند بکنند این است که اجازه دهند خودشان دوست داشته باشند. بیاموزند که درست نیست خودشان را با دیگران مقایسه کنند . بیاموزند که فقط چند ثانیه طول می کشد تا زخمت را التیام بخشیم . بیاموزند ثروتمند کسی نیست که بیشترین ها را داراست بلکه کسی است که به کمترین ها نیاز دارد. بیاموزند که دو نفر می توانند با هم به یک نقطه نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند . بیاموزند که چگونه احساساتشان را نشان دهند٬ بیاموزند که فقط کافی نیست دیگران را ببخشند بلکه باید خود را نیز ببخشند. من با خضوع گفتم : از شما به خاطر این گفتگو متشکرم آیا چیز دیگری هست که دوست دارید فرزندانتان بدانند ؟ خداوند لبخند زد و گفت : فقط بدانند من اینجا هستم ؟ همیشه... نسل برترشماره 19 آبان 83 عشق و دیوانگی در زمانهای بسیار قدیم وقتی هنوز پای بشر به زمین نرسیده بود فضیلت ها و تباهی ها دور هم جمع شدند . ناگهان ذکاوت ایستاد و گفت : بیایید یک بازی بکنیم مثلا قایم باشک . دیوانگی فورا فریاد زد من چشم می گذارم و از آنجایی که هیچ کس دوست نداشت دنبال دیوانگی بگردد همه قبول کردند. دیوانگی جلوی درختی رفت و چشمایش را بست همه رفتند تا جایی پنهان شوند. لطافت خود را به شاخ ماه آویزان کرد ٬ خیانت خود را داخل انبوهی از زباله پنهان شد . هوس به مرکز زمین رفت . دروغ گفت زیر سنگی پنهان می شوم اما به ته دریا رفت . همه پنهان شده بودند به جز عشق که مردد بود چون همه ما می دانیم که پنهان کردن عشق مشکل هست . وقتی دیوانگی به پایان شمارش رسید عشق پرید ودر بین یک بوته گل رز پنهان شد. دیوانگی اولین نفری را که پیدا کرد تنبلی بود چون تنبلی اش آمده بود جایی پنهان شود. همه را پیدا کرد جز عشق . حسادت در گوشش زمزمه کرد عشق در بوته گل رز است. دیوانگی شاخه چنگک مانندی را از درختی کند و با شدت و هیجان زیاد آن را در بوته گل رز فرو کرد تا با صدای ناله ای متوقف شد . عشق از پشت بوته بیرون آمد با دستانش با دستهایش صورت خود را پوشانده بود و از میان انگشتانش قطرات خون بیرون می زد . آری عشق کور شده بود چون شاخه ها به چشمان عشق فرو رفته بودند. دیوانگی گفت من چگونه می توانم تو را درمان کنم . عشق گفت تو نمی توانی مرا درمان کنی اما اگر می خواهی کاری بکنی راهنمای من شو و این گونه است که از آن روز به بعد عشق کور است و دیوانگی همواره در کنار اوست. <<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<>>>>>>>> عشق گرانبهاترین گوهر هستی است که هر چه به آسمان نزدیکتر شود بر ارزشش افزوده می گردد. وقتی می توانید بهترین باشید به کمتر از آن قناعت نکنید.
|
||
|
|
|
|
|
شما تحت تاثیر کدام رنگ هستید؟ متولدین فروردین : سرخ رنگ سرخ سبب شده تا متولدین فروردین به دفعات عصبانی شوند ولی به محض آن که شراره های خشم خاموش شد به سرعت تبدیل به آدم هایی شاد و بانشاط می شوند. متولدین فروردین افرادی آرمانگرا ٬ مصمم و با اراده هستند و از احساسات گرایی خوششان نمی آید . هیچ کس نمی تواند مثل آنها قاطع و خشن باشد ولی در این حال کمتر کسی معصومیت و عاطفه آنها را دارد . آنها هرگز تحمل شکست را ندارند وبه گونه ای افراطی راجع به نتیجه نهایی هر چیز ٬ از عشق گرفته تا مسابقه فوتبال ٬ بسیار خوشبین هستند.آنها جنگجویان خوبی هستند و با مغز خود خیلی ماهرانه می جنگند. مخالفت دیگران و موانع و مشکلات برای آنها سرگرمی و مایه نشاط است و از آن لذت می برند . آنها هیچگاه منتظر موفقیت نمی نشینند بلکه با شتاب به سوی آن مید روند و به همین علت کمتر به دیگران وابسته اند. متولدین اردیبهشت: صورتی متولدین اردیبهشت خیلی به ندرت نگران می شود .هنگامی که کارها مطابق خواست او انجام نمی گیرد٬ اخم می کند اما عصبانی نمی شود ! خویشتن داری و صبر از صفات ذاتی رنگ درونی اوست و به مدد همین خصوصیات کارای خود را خیلی راحت انجام می دهد و چیزی نمی تئاند مانع او شود . وفاداری و صداقت نسبت به خانواده و دوستان از صفات بارز اوست .همچنین به شجاعت و دلاوری او باید مدال طلا داد چرا که هیچکس مثل او نمی تواند این همه از خود مقاومت نشان دهد. ممکن است سمج و لجوج باشد ولی بردباری او مثال زدنی است. متولدین خرداد : نقره ای رنگ درونی متولدین خرداد آنها را به افرادی دلسوز ٬ مهربان ٬ خونگرم و صادق تبدیل ساخته که حرکاتی سریع تر از بقیه ولی دلپذیر دارند. متولدین خرداد از کارهای یکنواخت و تکراری بدشان می آید و به همین علت کارهای روزانه باعث می شود که فکر کنند همچون پرنده ای در قفس اسیر شده اند. این افراد ذاتا بی قرار هستند و همواره در پی هیجان و تغییر و تنوع هستند و اگر در یک جا ثابت بمانند افسرده می شوند. آنها با مهارت های ذاتی خویش چنان در ذهن مخاطب طوفان به راه می اندازند که هیچ کس متوجه تغییر مسیر ذهن نمی شود و اینگونه است که می توانند به اسکیموها یخ بفروشند و به افراد بدبین رویا ! متولدین تیر : خاکستری تیرگی رنگ درونی متولد تیر سبب می شود که گاهی اوقات بداخلاق شود. چنانچه از کسی ساعت را پرسیدید و با اخم جواب داد ٬ یا در سر میز غذا از کسی نمکدان خواستید و با عصبانیت به شما پرخاش کرد احتمالا او یک متولد تیر است که دوباره دچار بدخلقی شده و از زمین و زمان بیزار است . در این حالت فکر نکنید که از دست شما عصبانی است بلکه او از دنیا ناامید شده است . این حالت او موقتی و گذراست و فورا به همان آدم دلنشین همیشگی تبدیل می شود . متولد تیر همچنین قوه تخیل پرقدرت خود را به خوبی تحت کنترل دارد و تمام حالات درونی خود و دیگران را فورا دریافت کرده و در حافظه قوی خود ثبت می کند. متولدین مرداد: طلایی رنگ درونی متولدین مرداد غروری شاهانه به او بخشیده به طوری که همیشه می تواند میزبان باشکوهی باشد . اوبه سختی می تواند حس برتری جویی خود بردیگران کنترل کند و همواره رفتاری فخر فروشانه دارد او برعکس متولدین فرودین که اغلب سعی می کند از یک چاه خشک آب بیرون بکشد٬ انرژی خود را بیهوده تلف نمی کند و از همین رو یک سازمان دهند خوب است و به راحتی می تواند وظایف و اعمال خود را سامان دهد . هر گاه که از خودنمایی دست می کشد دستوراتی که صادر می کند بسیار موثر هستند . متولدین شهریور : نارنجی نخستین موضوعی که در مورد متولدین شهریور جلب توجه می کند آن است که وی طوری رفتار می کند که انگار مسأله مهمی درذهن خود دارد و او در تلاش است که آن را حل کند . یا گاهی اوقات احساس مبهمی به شما دست می دهد که انگار او از چیزی نگران است . این احتمال واقعاُ وجود دارد زیرا نگرانی برای او کاملاً طبیعی است و لبخند دلپذیر او همیشه مشکلات بزرگ او را مخفی می کند . این انسان کمال گرا را نمی توانید در محافل اجتماعی پیدا کنید . احتمال اینکه تا دیروقت شب در محیط کار او را بیابید بسیار بیشتر از آن است که در میهمانی او را ببینید ! متولدین مهر : آبی رنگ آبی آسمانی فطرتی هنری به او بخشیده که از نور و موسیقی ملایم به شدت لذت می برد . تأثیر آرامش و هماهنگی بر سلامتی متولد مهر معجزه آساست . هنگامی که در بستر بیماری می افتد قرار گرفتن در محیط عاطفی و خواندن کتاب های دلپذیر تأثیر فوق العاده ای بر سرعت بهبود او خواهد گذاشت . متولد مهر در هنگام گفتگو با دیگران ابتدا تاجایی که می تواند وراجی می کند و بعد مشتاقانه به حرف های طرف مقابل خود گوش می دهد ٬ در دعواهای دیگران همیشه نقش میانجی را بر عهده می گیرد و واضاع را آرام می کند و صلح و صفا برقرار می سازد . متولدین آبان : سفید چنانچه از یک متولد آبان بپرسید که می تواند به شما کمک کند یا نه ٬ به سادگی می گوید : ((بله )) یا ((نه)) ! بنابراین اگر آدم احساس و زودرنجی هستید از او در هیچ موردی نظر خواهی نکنید زیرا او هر حقیقتی را رک و راست و بی رحمانه بر زبان می راند . درپاسخ هم می گوید که شما پرسیدید و او جواب داد . متولد آبان اصلاً اهل تملق گویی و دروغ بافی نیست یعنی منش خود را بالاتر از آن می داند که دست به چنین کاری بزند . بنابراین اگر شما در موردی تعریف کرد یقین داشته باشید که از صمیم قلب گفته و ارزش آن را بدانید . متولدین آذر : بنفش متولدین آذر افلب اوقات شاد و خونگرم هستید . ولی هنگامی که از صمیمیت فطری آنها سوء استفاده شود آنگاه از کوره در می روند . عصیان علیه صاحبان قدرت و قوانین و مقررات دست و پاگیر در میان متولدین آذر شایع است . او هرگز از دعوا و در گیری فرار نمی کند و از کسی کمک نمی خواهد . همچنین متولدین آذر هرگز تحمل این را ندارد که کسی آنها را به ناذرستی و عدم صداقت متهم کند . یک اتهام غیر منصفانه و بیجا ممکن است خشم آنها را شعله ور کند ٬ پس در نحوه بیان کلمات با متولدین آذر خوب دقت کنید چرا که آنها اول دست به عمل می زنند و بعد به عواقب آن می اندیشند ! متولدین دی : قهوه ای رنگ قهوه ای ٬ عملگرایی متولد دی را نشان می دهد . او برای حکمرانی اصلاً احتیاج ندارد که به خودنمایی بپردازد و ترجیح می دهد که دیگران جلو باشند و او قدرت پشت صحنه بماند . البته گاهی متولد دی از یاد می برد که بلند پروازی و جاه طلبی خود را مخفی نماید و تا موقعی که رئیس گروه نشود ٬ دست به کار نمی زند . به یاد داشته باشید که متولد دی همیشه به گونه ای رفتار می کند که تصور می کنید که مانند پر نرم و بی آزار است اما در حقیقیت مانند میخ محکم و کوبنده است . متولدین بهمن : زرد متولدین بهمن ترکیبی از خونسردی ٬ عملگرایی و بی ثباتی هستند و به نظر می رسد که با افراد همدلی دارند و فقط با چند کلمه صحبت می توانند اضطراب آنها را کاهش داده و آرامشان کنند . این توانایی آنها احتمالاً به خاطر سیستم عصبی قوی و پرتوان آنهاست . متولدین بهمن معمولاً در انزوای خواصی فرو می روند و مردم معمولاً به درستی آنها را درک نمی کنند زیرا به خوبی نمی توانند با دنیای خیالی و آرمانی آنها ارتباط برقرار کنند . متولدین بهمن علیرغم آنکه دوستان زیادی در اطراف خود دارند ولی دوستان صمیمی و نزدیک چندانی ندارند . متولدین اسفند : سبز رنگ بخشنده فطرت آنها سبب شده تا اصولاً عاری از هر نوع حرص و طمع باشند . سرشت دلپذیر ٬ جذاب و در عین حال تنبل متولدین اسفند شما را تحت تأثیر قرار می دهد . او نسبت به همه قید و بندهایی که محدود کننده هستند بی اعتناست به شرط آنکه آزادی خیال پردازی را از او نگیرند و بتواند بنا به خواست خود زندگی کند . او همچنین در مقابل توهین ها ٬ تهمت ها و نظرات دیگران نیز بی تفاوت است ٬ بنابراین خیلی به ندرت ممکن است عکس العمل شدیدی از او ببینید . البته فکر نکنید که کلاً آدمی بی خیال است زمانی که احساساتش جریحه دار شود با زیرکی خاص خود به نیش و کنایه می پردازد و طرف مقابل را مورد ریشخند و استهزاء قرار می دهد .
|
||
|
|
|
|
|
به یادم باش
عشق من یادم کن گاهی که به دل دارم آهی تو که ازدردم آگاهی یه دنیا یه دنیا عاشقم من بدون که به عشقت صادقم من تومست خویش ومن مست عشقم اگه نباشی می میرم بیا که عمرازسرگیرم تاهستم با یادت شادم آخه دل بر تودادم دیگه ازغمها آزادم یه دنیا یه دنیا عاشقم من......... به انتظار دیدنت به لحظه ی رسیدنت دل داره پرپر می زنه درسینه ام در می زنه ای چشمه ی حیات من فرشته ی نجات من شوق نفسهای منی همیشه رویای مني یه دنیا یه دنیا عاشقم من.......... عشق تو درقلب من هدیه ی جاودانست برای زنده موندن قشنگترین بهانست دوست داشتن تومثل عطر خوش بهاره با تو نفس کشیدن پایان انتظاره """""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
کوله پشتی ام پر از ستاره های غمگین است. با دلتنگی هایم چه کنم ؟ شما چه راهی را پیشنهاد می کنید . با همه چیز می شود کنار آمد اما دلتنگی را نمی دانم . روحیه ندارم و غمگین هستم اما چاره ای نیست جز تحمل و مقاومت . ببخشید که تو این مدت نتونستم آپ کنم . این مشکل من هست و باید یک جوری آنرا تحمل کنم . یادم می اید سال 75 که برای بار اول قله دماوند را صعود می کردیم وقتی به نزدیکی های قله رسیدیم ( تقریبا 20 دقیقه مانده به قله ) من ضربان قلبم خیلی بالا رفته بود و سردرد هم گرفته بودم ( به دلیل ناجور صعود کردن چون فکر می کردیم مثل کوههای دیگه هست و سریع می رفتیم ) به خودم می گفتم خدایا من اینجا چکار می کنم ؟ مگر مجبورم اومدم اینجا . برگردم دیگه هیچوقت به کوه نخواهم آمد. آخه این دوربین چیه ؟! من چرا باید عکس بگیرم . دوست داشتم سه پایه و دوربین را بندازم زمین تا کمی راحتتر حرکت کنم . خلاصه با هر سختی بود به قله رسیدیم و وقتی از اون بالا پایین را نگاه می کردم یه احساس خاصی داشتم که خیلی لذت بخش بود . بعد از آن بازهم به دماوند و کوههای دیگر رفتم چون هر احساس زیبا و خوشی ٬هر آرمانی همرا با سختی و مشکلات هست که انسان برای آن حاضر به قبول همه مرارتهاست. عشق نیز چنین هست که انسان برای داشتن آن حاضر به تحمل همه هجرانها وبدبختی ها ی آن هست. همه عشق ها میزان و رو به راه نیست بد شانس ها باید دوری ها وسختی های آنرا قبول کنند. چاره ای نیست . وقتی ما کوهستان را دوست داریم تمامی قواعد آنرا هم می پذیریم. " ژان کریستوف لافائل کوهنورد فقید فرانسوی " پس عشق را با تمامی قواعد آن می پذیرم.
|
||