|
|
|
|
|
مدیریت خود
چرا مدیریت خود ؟ علت نوشتن این مطالب فقط مشاهده نوجوانان و جوانان آشنا و فامیل بود که از آینده ناامید هستند و بدون برنامه ریزی و توجه به آینده خود وقت می گذرانند . البته نه همه آنها،خیلی دوست داشتم به آنها یادآوری کنم که در بهترین شرایط سن و سال خود بوده و حیف هست آنرا به آسانی از دست بدهند. البته دراین مطالب قصد هیچگونه کم جلوه دادن پیشرفت در کشور و یا خدای نکرده ناراحت کردن کسی نیست . فقط خواستم بگویم نباید قانع باشیم باید در همه چیز بهترین باشیم و همیشه سعی در بهتر شدن داشته باشیم. لازم به ذکر هست آمار ارائه شده در پیشگفتار قدیمی بوده چون آنرا سال ۷۶ نوشته و تهیه کرده ام. تاریخ تکنولوژی همان تاریخ جامعه بشری است. ما دوره های تاریخ بشری را بر مبنای تکنولوژی های عمده آن نامگذاری کرده ایم . مانند عصر حجر ، عصر برنر، عصر آهن. از انقلاب صنعتی تا انقلاب ترانزیستور تکنولوژی های نوین موجب پیدایش شماری از تحولات بسیار مهم در تاریخ جامعه بشری شده است . تا سال 1930 توماس ادیسون با ثبت بیش از 1300 اختراع ، باعث موج تازه ای از اختراعات و نوآوری ها در آینده گردید. یکی از اختراعات مهم او لامپ خلاء می باشد که کاربردهای بسیاری پیدا کرد و به نوآوری های بعدی کمک شایانی نمود. در سال 1948 جان باردین با اختراع ترانزیستور و جایگزین کردن آن بجای لامپ خلاء ، انقلاب عظیمی در جهان علم و صنعت بوجود آورد. ماشینهای محاسبه، ماهواره های فضائی ، موشکهای هدایت شونده ، دستگاههای ضبط و پخش ، تلویزیون رنگی و چند مورد دیگر از نتیجه این موج جدید بود. 12 سپتامبر 1958 مهندس جک کیلبی که در یک روز مرخصی به آزمایشگاه خود در شرکت تگزاس اینسترومنت رفته بود اختراع شگفت انگیزی کرد . همین اختراع بود که بعدها " مدار مجتمع " یا آی سی نام گرفت و به عنوان یکی از بزرگترین اختراعات بشر در قرن بیستم شناخته شد. امروزه مدارهای مجتمع در اغلب لوازم زندگی روزمره از کامپیوتر ها ، تلفن های همراه و دستگاههای نمابر گرفته تا سفینه های فضاپیما به کار می رو. حتی برخی از کارشناسان این اختراع را از نظر کاربرد امروزی از کشف آتش و اختراع چرخ مهمتر می دانند. امروزه توجه مراکز علمی و فنی به دستگاههای مدار منسجم خیلی بزرگ ، ادوات نیمه هادی که یک میلیون عدد ترانزیستور را در یک ورقه نازک سیلیکن جای میدهند متمرکز گردیده است. کامپیوتر های کوچک در سال 1971 توسط شرکت اینتل به بازار عرضه شدند. امروزه بشر در این صنعت بسیار پیشرفت نموده است .طوری که در حال حاضر صحبت از " نانو تکنولوژی " یا فن آوری در سطح اتمهای واحد می باشد . یک نانومتر ( یک میلیاردم متر ) واحدی است که می توان برای مثال ، قطر یک اتم را به راحتی با آن سنجید. پس می توان نانو تکنولوژی را علم ساخت ماشینهای خیلی ریز از اتمهای واحد یا تک اتمها تعریف کرد. این علم می تواند زندگی بشر را در این قرن دگرگون کند. دانشمندان خواهند توانست کامپیوترهایی بسازند که از نظر حجم یک هزارم کامپیوترهای امروزی بوده و حتی با چشم غیر مسلح قابل دیدن نباشند. در زمینه مخابرات با ختراع فیبر نوری تحول چشمگیری در ارتباطات بوجود آمد. طوری که یک رشته از این فیبر نوری که حدود یک تار موی انسان ضخامت دارد ، بجای یک کابل با قطر 30 سانتی متر با 20000 رشته سیم بکار می رود و همان حجم اطلاعات را مخابره می نماید. ماهواره های فضایی سرعت انتقال اطلاعات را بسیار افزایش داده و تمام کره زمین را تحت پوشش خود قرار داده اند. از همین روی است که دانشمندان اظهار می نمایند سرعت تحولات و جایگزینی فن آوری های جدید به حدی است که هر دو سال ، یک بار حجم معلومات و دانش بشری دو برابر می شود. امروزه بیشتر اختراعات و نوآوری ها مانند گذشته انفرادی نیست . بلکه بصورت تیمی و در آزمایشگاهها و مراکز تحقیقاتی شرکتها ی پیشتاز در بازار می باشد . ( البته ناگفته نماند و مراکز سری دولتی ) اینگونه شرکتها برای ماندن و از دست ندادن سهم خود در بازار ، توجه و سرمایه گذاری بسیاری روی مراکز تحقیقاتی خود می نمایند ، تا با اختراع و نوآوری های جدید ، کالاهای بی همتا و باکیفیتی را روانه بازار نمایند. چقدردر این تغیرات و پیشرفت تکنولوژی تاثیرگذار بوده ایم .آیا فقط مصرف کننده آن می باشیم . به اطراف خود خوب نگاه کنید. ماهواره – تلفن همراه اینترنت ووسایل حمل ونقل – وسایل رفاهی بشر و کشفیات پزشکی و …. دوست داریم بهترین ماشین(اتومبیل) را سوار شویم . پیش دوستمان از بهترین گوشی تازه رسیده تعریف می کنیم و پوز آنرا می دهیم . از وسایل رفاهی خانمهایمان در آشپزخانه تا وسایل صوت وتصویر ، در تهیه و پیشرفت کدامیک از آنها نقش داشته ایم . وقتی به مارکهای اطرافمان خوب نگاه می کنیم جدای از اینکه مارکهای اروپایی و آمریکایی که کمتر در کشور ما دیده می شوند . مارکهای سونی – سامسونگ ، ال جی، پاناسونیک و مارکهای چند کشور دیگر آسیای جنوب شرقی تمام بازار ایران را در دست خود دارند . آنها از این تکنولوژی استفاده کرده و نتیجه نهایی را به چند برابر قیمت به ما می فروشند و ما در تصاحب آن کالای نهایی هرروز حریص تر می شویم. چرا یک مارک ایرانی که بتوان به آن افتخار کرد وجود ندارد؟ در چه جایگاهی در جهان قرار داریم. به چند آمار و ارقام، خوب توجه کنید بعد به مقایسه آنها بپردازید. در 2 و3 سال گذشته قیمت نفت افزایش پیدا کرده درامد صادرات نفت ایران 2 ، 3 برابر شده و به حدود 50 میلیارد دلار رسیده که خوب ما نقشی در آن نداشتیه ایم و صادرات غیر نفتی از 3 میلیارد به 5 میلیارد رسیده است . 5 میلیارد که شامل صادرات صنعتی ، کشاورزی و خدماتی می باشد . فراورده های صنعتی نزدیک به نیمی از این صادرات را تشکیل می دهد که بیشتر بصورت مواد خام و واسطه ایست . صادرات کشاورزی هم بیشتر پسته ، فندق وبادم ، پوست و روده و … نه گندم و برنج ( فرآورده های استراتژیک که هنوز به خودکفایی نرسیده ایم ) پوست و روده و کشمش و … را کمتر از ارزش واقعی آنها صادر می کنیم بعد آنها روی آن کار کرده (ارزش افزوده ایجاد کرده ) و به اسم خود به چند برابر قیمت به فروش می رسانند . بهترین پوست و چرم دنیا، ایتالیا ( پوست های جمع آوری شده از کشورهای دیگر ) بهترین سنگهای ساختمانی دنیا، ایتالیا (سنگهای خریداری شده از کشورهای دیگر) بهترین و بشترین صادرات زعفران دنیا، اسپانیا ( زعفران خریداری شده از ایران ) صادرات کشمش های ایرانی با بسته بندی کشور ترکیه ! و… آیا توان ما 70 میلیون ایرانی صادرات 5 میلیارد دلار هست؟! آیا لیاقت ما درآمد سرانه حدود 1000 دلار (خوشبینانه 1500 دلار) است؟! حال به یکسری اقلام صادراتی کشورهای دیگر توجه کنید. (البته این آمار مربوط به سال 1997 می باشد ) صاذرات کفش کره جنوبی 6 میلیارد دلار صادرات پوشاک اندونزی 5 میلیارد دلار صادرات اسباب بازی تایوان 9 میلیارد دلار شرکت تویو تا ی ژاپن در سال 5 میلیون خودرو تولید کرده که 3 میلیون آنرا صادر می کند . صادرات کشورهای صنعتی در سال 2002 آمریکا 800 میلیارد دلار ژاپن 400 میلیارد دلار آلمان 380 میلیارد دلار ( در سال 2004 به 600 میلیارد دلار رسید ) درآمد سرانه یک ژاپنی حدود 40 هزار دلا ………… یک آمریکایی 38 هزار دلار ………… یک آلمانی 36 هزار دلار آیا یک ژاپنی ، آمریکایی و یا آلمانی تعداد دستهایش از ما بیشتر است . آیا آنها وقت بیشتری دارند؟ آیا آنها باهوشتراز ما هستند؟ آیا منابع و امکانات خدادادی بیشتری از ما دارند؟ ( ژاپن 99% مواد خام صنعتی خود را از کشورهای دیگر وارد می کند) واقعیت این است که آنها هیچکدام از اینها را ندارند فقط 40 برابر ما کار کرده و از وقت خود استفاده می کنند و برای کارهای خود برنامه ریزی دارند. در واقع خواستار رفاه هستند و عمل می کنند. پس حق دارند 40 برابر ما در رفاه باشند و از مواهب خداوندی استفاده کنند. انسان می تواند خود الگو باشد و یا از دیگران الگو بگیرد . این به شما بستگی دارد که در چه مرحله ای قرار داشته باشید . در هر زمان مشکلات و عقب ماندگی های خودمان را به دولت و حکومت نسبت می دهیم . آیا از خود پرسیده ایم که ما چکار کرده ایم ، آیا به اندازه خودمان حرکت کرده ایم ، انرژی و توان گذاشته ایم. پس بیاییم از نو شروع کنیم ! فقط از خودمان شروع کنیم. روی سنگ قبر کشیشی نوشته شده بود : آن هنگام که جوان بودم و فارغ از همه چیز و تخیلم مرز و محدوده ای نمی شناخت ، در سر آرزوی تغییر دنیا را می پروراندم . بزرگتر و خردمندتر که شدم دریافتم جهان تغییر نا پذیر است ، پس افق اندیشه ام را محدودتر کردم و بر آن شدم تا تنها کشورم تغییر دهم . اما این هم عملی نبود . پس از سال ها زندگی و تجربه آخرین تلاش نومیدانه خود را صرف تغییر خانواده ام کردم اما افسوس آن ها نیز که نزدیک ترین کسان به من بودند تغییر نکردند . اکنون که در بستر مرگ آرمیده ام ، به ناگاه حقیقتی را یافته ام . تنها اگر خودم را تغییر داده بودم ، آن گاه نمونه ای می شدم برای اعضای خانواده ام تا آنان نیز خود را تغییر دهند . با انگیزه و تشویق آنها چه بسا که شهرم و حتی کشورم نیز اندکی اصلاح می شد ، شاید می توانستم دنیا را هم تغییر بدهم. ادامه مطالب انشالله در هفته آینده
|
||
|
|
|
|
|
شما تحت تاثیر کدام درخت هستید؟
متولدین اول فروردین = درخت بلوط 2 فروردین تا 12 فروردین = درخت فندق 13 فروردین تا 22 فروردین = درخت سمان کوهی 23 فروردین تا اول اردیبهشت = درخت افرا 2 اردیبهشت تا 11 اردیبهشت = درخت گردو 12 اردیبهشت تا 25 اردیبهشت = درخت سپیدار 26 اردیبهشت تا 4 خرداد = درخت شاه بلوط 5 خرداد تا 14 خرداد = درخت اولس 15 تا 24 خرداد= درخت زبان گنجشک 25 خرداد تا 3 تیر = درخت انجیر 4 تیر= درخت فان 5 تیر تا 14 تیر = درخت سیب 15 تیر تا 24 تیر = درخت صنوبر 25 تیر تا 4 مرداد = درخت نارون قرمز 5 مرداد تا 14 مرداد = درخت سرو 15 مرداد تا 23 مردا د = درخت سپیدار 24 مرداد تا 2 شهریور = درخت سدر 3 شهریور تا 12 شهریور = درخت کاج 13 شهریور تا 22 شهریور = درخت بید مجنون 23 شهریور تا 1 مهر = درخت لیمو ترش 2 مهر = درخت زیتون 3 مهر تا 12 مهر = درخت فندق 13 مهر تا 22 مهر = درخت سمان کوهی 23 مهر تا 2 آبان = درخت افرا 3 آبان تا 21 آبان = درخت گردو 22 آبان تا 1 آذر = درخت شاه بلوط 2 آذر تا 11 آذر = درخت زبان گنجشک 12 آذر تا 21 آذر = درخت اولس 22 آذر تا اول دی = درخت انجیر 2 دی = درخت راش 3 دی تا 12 دی = درخت سیب 13 دی تا 22 = درخت صنوبر 23 دی تا 5 بهمن = درخت نارون قرمز 6 بهمن تا 15 بهمن = درخت سرو 16 بهمن تا 20 بهمن = درخت سپیدار 21 بهمن تا 30 بهمن = درخت سدر اول اسفند تا 10 اسفند = درخت کاج 11 اسفند تا 20 اسفند = بید مجنون 21 اسفند تا 30 اسفند = درخت لیمو ترش * درخت سیب : عشق کورکورانه اگرتولد شما تحت تاثیر درخت سیب واقع شده باشد ، باید گفت شما فردی هستید که دلربایی محسور کننده ای دارید . جذاب و زیبا . رفیق باز و دلیر و صدالبته حساس هستید. اکثر اوقاتتان صرف پرداختن به مسا ئل و امور عشقی می شود. دوست دارید که عاشق باشید و عاشق شما باشند. در زندگی عشقی تان شریکی دلسوز و قابل اعتماد هستید. در ضمن بسیار سخی و بخشنده می باشید و دارای استعداددر زمینه علوم مختلف هستید. برای امروز زندگی می کنید و قدرت تخیل بالایی دارید. * درخت صنوبر : مرموز و پر از ابهام شما دارای ذوق و سلیقه فوق العاده ای هستید. عاشق زیبایی هستید. بد اخلاق و لجباز هستید. کمی خودخواه هستید. جاه طلب و بلند همت هستید. دارای استعدادهای فراوان هستید. شخصی عاشق پیشه ولی در عشق خود تو خالی هستید. در اطرافتان هم دوستان زیادی دارید و هم دشمنان زیادی!!! به هرحال شما صنوبری ها ، افراد بسیار مطمئنی هستید. * درخت نارون قرمز : خوش فکر شما فردی هستید با ظاهری زیبا ، لباس هایی برازنده ، انتظاراتی متعادل و خوشرو !!! در ضمن اصلا تمایل ندارید که اشتباهات خود و دیگران را فراموش کنید . همواره دوست دارید فرمان دهید و کمتر تمایل دارید که از فرامین دیگران تبعیت کنید . اغلب به جای سایرین ، تصمیم می گیرید. البته ناگفته نماند که خوش فکر هستید و اغلب تصمیمات درستی می گیرید . به عنوان شریک زندگی ، فردی قابل اعتماد و درستکار هستید . در ضمن اهل شوخی و مزاح نیز هستید . بیشتر عمل می کنید و کمتر شعار می دهید. * درخت سرو : وفادار خصوصیات شما این است که فردی محکم ، سازگار ، خوش بین و شادمان هستید. هر چه را که زندگی به شما ارزانی کرده ، براحتی قبول می کنید . از تنهایی بیزارید. اندکی تند مزاج و یاغی هستید. بسیار بی دقت و خودنما هستید . عاشقی پرشور که هیچ کاه از معشوقه خود رضایت ندارد . در ضمن فرد بسیار وفاداری هستید. * درخت سپیدار : مردد باید گفت که شما رفتار مطمئنی از خود نشان نمی دهید . جسور و انتخابگر هستید . در مواقعی که لازم شود ، شجاع و دلیر نیز خواهید بود. بیشتر اوقات خود را در تنهایی به سر می برید. طبع هنری دارید . در زندگی مشترک خود ، بسیار جدی هستید . در اکثر مواقع ، قابل اعتماد هستید. به فلسفه اعتقاد دارید . * درخت سدر : صمیمی شما بسیار زیبا هستید و می دانید چطور با اطراف خود سازگار شوید. خوش گذران ، ساعی ، جاه طلب ، با استعداد، اندکی خجالتی ، مصمم ، اثرگذار و بی حوصله هستید. منتظرید تا عشق حقیقی شما از راه برسد. قادرید سریعا تصمیم بگیرید و خوش بین هستید. به دیگران به چشم حقارت نگاه می کنید و خود را برتر می بینید. * درخت کاج : دقیق دوست دارید دیگران کارهایتان را تائید کنند. فردی قوی ، عادی ، فعال ، معتمد و اهل عمل هستید. می دانید که چطور زندگی خود را بسازید. همدم خوبی برای دوستانتان هستید. براحتی عاشق می شوید . اما عشقتان زود فروکش می کند. زود تسلیم و نا امید می شوید. *درخت بید مجنون : غمگین شما فرد زیبایی هستید . اما پر از غم و غصه !!! جذابید و هر چیز زیبا و جذاب را دوست دارید.عاشق مسافرتید . خیالباف ، دمدمی مزاج ، بی قرار، مصر و درستکار هستید . براحتی تحت تاثیر قرار می گیرید. اما زود عاشق نمی شوید. در یافتن عشق خود ، بسیار سختی می کشید اما نهایتا ، شریک قابل اعتمادی را برای خود می یابید. * درخت لیمو ترش : شکاک شما از مبارزه ، کار و استرس بیزارید . به تنبلی و بیکاری تمایل دارید . فردی ملایم ، صادق ، حسود مزاج و آرام هستید و خودتان را برای دوستانتان قربانی می کنید. استعدادهای فراوانی دارید اما تلاش نمی کنید که آنها را شکوفا کنید . اهل نالیدن و گله و شکایت هستید . * درخت فندق : شگفت آور فردی زیبا و فریبنده ، محبوب ، صبور ، اهل مبارزه و درستکار هستید . براحتی می توانید روی دیگران اثر بگذارید . عاشقی صبور و دمدمی مزاج هستید . در ضمن قاضی خوبی نیز هستید. * درخت سمان کوهی : حساس باید گفت فردی دلربا ، بشاش ، با استعداد، ماهر ، نا آرام ، خوش سلیقه ، هنرمند و احساساتی هستید . اگر کسی دل شما را شکسته باشد ، هرگز او را نخواهید بخشید . عاشق زندگی هستید . دوست دارید دیگران به شما توجه کنند . می توان گفت که شما نه از استقلال کامل بهره مندید و نه دچار وابستگی شدید هستید. * درخت افرا : مستقل افرایی ها افراد عادی و معمولی نیستند . از قدرت تخیل و ابتکار برخوردارند. محتاط و کم حرفند. ضمنا تشنه تجربیات جدید هستند. البته اغلب اوقات عصبی هستند و پیچیدگی های زیادی دارند. دارای حافظه قوی هستند و براحتی می آموزند زندگی عشقی پیچیده ای دارند . دوست دارند اثر گذار باشند . کمی مغرور و جاه طلبند . * درخت گردو : احساسی شما فردی قوی ، تسلیم نشدنی ، پر از تضاد ، پرکار ، کمی خودخواه ، اصیل ، محدودیت ناپذیر ، جاه طلب ، انعطاف ناپذیر ، مبتکر و حسود مزاج هستید . دنیای وجودتان پر از تضاد و اختلاف است . واکنش هایی که از خود نشان می دهید ، دور از انتظار و غیر قابل پیش بینی هستید . اهل مصالحه و توافق کردن نیستید. روحتان نامحدود است . دارای افق فکری وسیعی هستید . شما ، شریک کمیابی هستید که همیشه شریک زندگیتان را تحسین می کنید . * درخت شاه بلوط : درستکار به صورت وصف ناشدنی زیبا هستید . دوست ندارید روی دیگران اثر گذار شوید . به خوبی می توانید قضاوت کنید .فردی سرزنده هستید. ضمنا دیپلمات متولد شده اید . در محل کارتان به صورت فردی عصبی و خشمگین جلوه می کنید. تنها یکبار ، عاشق می شوید در یافتن شریک زندگیتان با مشکلاتی روبرو می شوید. گاهی اوقات رفتارتان خارق العاده می شود. * درخت زبان گنجشک : بلند همت بسیار جذاب ، سرزنده ، مصر ، بلند همت، باهوش و با استعداد هستید. اکثر اوقات بدون اینکه فکر کنید ، عمل می کنید . نسبت به انتقاداتی که از شما می شود ، بی توجه اید اغلب اوقات عقلتان بر قلبتان غلبه می کند . به روابط همسر داری بسیار پایبندید . قابل اعتماد هستید . اندکی نیز خودخواهید. * درخت اولس : خوش سلیقه شما فردی هستید که به ظواهر بسیار اهمیت می دهید . زندگی قانونمند و منظمی دارید . هیچگاه نسبت به تصمیماتی کخ اتخاذ می کنید مطمئن نیستید . در جستجوی مهربانی هستید . بسیار با وجدانید . کمتر به دیگران اعتماد می کنید . فعالیتهایتان از روی منطق و عقل است . در زندگی مشترکتان ، فردی احساسی و آگاه هستید. * درخت انجیر : باشعور شما فردی قوی ، مستقل و خود پسند هستید. از بحث کردن بیزارید. عاشق زندگی ، خانواده ، کودکان و حیوانات هستید. تمایل به تنبلی کردن دارید . دارای استعداد و هوش کاربردی هستید . * درخت بلوط : طبیعت قوی و محکم شما فردی شجاع ، قوی ، تسلیم نشدنی و مستقل هستید و کارهایتان در چارچوب عقل و منطق است . از تغیرات بیزار هستید . اغلب اوقات به جای حرف زدن عمل می کنید و به عبارت دیگر مرد عمل هستید. * درخت فان : منبع الهام شما فردی سرزنده ، جذاب ، با سلیقه ، مهربان، فروتن ، متواضع و بلند همت هستید . عاشق زندگی آرام و بی دغدغه هستید . زیاد احساسی نیستید . اما قدرت تخیل قوی ایی دارید . به محیط اطرافتان آرامش القا می کنید. کمی جاه طلب و بلند همت هستید. * درخت زیتون : عاقل عاشق خورشید ، گرما و احساسات آرامش بخش هستید. باید گفت که درخت زیتون ، شما را تبدیل به فردی صبور ، بشاش ، خونسرد متعادل و احساسی می کند . در ضمن حسادت ، هیچ گاه در وجود شما رخنه نمی کند . قادرید به خوبی قضاوت کنید . همواره از خشونت اجتناب می کنید. * درخت راش : خلاق شما فردی خوش سلیقه ، مادی ، اقتصادی و دانا هستید . به ظواهر بسیار اهمیت می دهید رهبر موفقی هستید . بی گدار به آب نمی زنید .
" مجله نسل برتر - تیرماه ۸۳ "
|
||
|
|
|
|
|
خورشید روشنایی بخش تاریکی دریغ از یک پالس ای دوست قبولم کن وجانم بستان مستم کن وز هر دو جهانم بستان با هر چه دلم قرارگیرد بی تو آتش به من اندر زن و آنم بستان ای زندگی تن و توانم همه تو جانی و دلی ای دل و جانم همه تو تو هستی من شدی ازآنی همه من من نیست شدم در تو از آنم همه تو
بازآ که تا به خود نیازم بینی بیداری شبهای درازم بینی نی می غلطم که خود فراق تو مرا کی زتده رها کند که بازم بینی هر روز دلم در غم تو زارتراست وز من دل بی رحم تو بی زارتراست بگذاشتیم ،غم تو مگذاشت مرا حقا که غمت از تو وفادارتر است برمن دروصل بسته می دارد دوست دل رابرما شکسته می خواهد دوست زین پس من و دل شکستگی بردراو چون دوست، دل شکسته می دارد دوست
خود منکر آن نیست که بر دادم دل آن به که بر سودای توبسپارم دل گر من به غم عشق تو نسپارم دل دل را چه کنم بهر چی می دارم دل
درعشق تو هرحیله که کردم هیچ است هرخون جگرکه بی توخوردم هیچ است از درد تو هیچ روی درمانم نیست درمان که کند مرا که دردم هیچ است
من بودم ودوش آن بت بنده نواز از من همه لابه بود و از وی همه ناز شب رفت و حدیث ما به پایان نرسید شب را چه گنه حدیث ما بود دراز
دل تنگم و دیدار تو درمانم است بی رنگ رخت زمانه زندان من است بر هیچ دلی مباد و بر هیچ تنی آنچه کز غم هجران تو بر جان من است
ای نور دل و دیده و جانم چونی وی آرزوی هر دو جهانم چونی من بی لب لعل تو چنانم که مپرس تو بی رخ زرد من ندانم چونی
افغان کردم برآن فغانم می سوخت خامش کردم چون خامشانم می سوخت از جمله کرانها برون کرد مرا رفتم به میانی، در میانم می سوخت
من درد تو را زدست آسان ندهم دل برنکنم زدوست تا جان ندهم از دوست به یادگار دردی دارم که آن درد به صد هزار درمان ندهم
تا با غم عشق تو مرا کار افتاد بیچاره دلم در غم بسیار افتاد بسیار فتاده بود اندر غم عشق اما نه چنین زار که این بار افتاد سودای تورا زمانه می بس باشد هرگوش تو را ترانه می بس باشد در کشتن ما چه می زنی تیغ جفا ما را سر تازیانه می بس باشد
ما کار و دکان و پیشه را سوخته ایم شعر و غزل و دوبیتی آموخته ایم در عشق که او جان و دل ودیده ماست جان ودل ودیده هر سه را سوخته ایم
اندر دل بی وفا غم وماتم باد آن را که وفا نیست زعالم کم باد دیدی که مرا هیچ کسی یاد نکرد جزغم ، که هزار آفرین برغم باد
در عشق توام نصیحت و پند چه سود زهرآب چشیده ام مرا قند چه سود گویند مرا که بند بر پاش نهید دیوانه دل است پاي بر بند چه سود
من ذره وخورشید لقایی تو مرا بیمار غمم عین دوایی تو مرا بی بال و پر اندر پی تو می پرم من که شده ام چو کهربایی تو مرا
غم را بر او گزیده می باید کرد وز چاه طمع بریده می باید کرد خون دل من ریخته می خواهد یار این کار مرا به دیده می باید کرد آبی که از این دیده چو خون می ریزد خون است بیا ببین که چون می ریزد پیداست که خون من چه برداشت کند دل می خورد و دیده برون می ریزد
عاشق همه سال مست و رسوا بادا دیوانه و شوریده و شیدا بادا با هوشیاری غصه هر چیز خوریم چون مست شدیم هرچه بادا بادا
دل در غم عشق مبتلا خواهم کرد جان را سپر تیر بلا خواهم کرد عمری که نه در عشق تو بگذاشته ام امروز به خون دل قضا خواهم کرد از بس که برآورد غمت آه از من ترسم که شود به کام بدخواه از من دردا که زهجران تو ای جان جهان خون شد دلم و دلت نه آگاه از من
|
||
|
|
|
|
|
سرمای زمستان قلبم را به امید روزهای بهاری تحمل می کنم ! |
||
|
|
|
|
|
جمعه داشتیم cd ژان میشل ژار ( اکسیژن) اجرا در مسکو را نگاه میکردیم اواسط کنسرت گفت به خاطر پرنسس دیانا ۱ دقیقه سکوت در این اجرا که ۳ میلیون نفر حاظر بودن همه تا آخر ساکت بودن صدای جیک یه نفر هم نیومد . یاد ۲ هفته پیش افتادم که رفته بودیم کنسرت آقای مجتبی کبیری . بنده خدا گفت به خاطر درگذشتگان حادثه هوایی یک دقیقه سکوت جمعیت ۳ هزار نفری نصف بیشترشون نتونست ۳۰ ثانیه ساکت باشن . که من گفتم بلاخره ما با انها باید یه فرقی داشته باشیم . نمی دونم مقایسه ام درسته یا نه اگه پس چیه که ۳ میلیون نفر برا یه نفر ساکت شدن ولی ۳ هزار نفر برا ۱۳۰ نفر نتونستن؟
شاید بگید اون ضبط تلویزیونیه ما صدا رو نمی شنویم . خداکنه اینطور باشه! |
||
|
|
|
|
|
اگر یادتون باشه 2 ماه پیش واحد کارم را عوض کردم و رفتم واحد اداری تو یک ماه اول خسته شدم یه کار تکراری و بدون هیجان .دیدم نمی تونم اینطوری ادامه بدم باید اعتراف کنم اشتباه کردم البته نمی دونستم با روحیه من سازگار نیست شایدم به خاطر اینکه چندین سال کار فنی کردم و و تو کار ابزاردقیق و الکترونیک عادت کردم باعث شده بودخسته بشم و نتونم کار اداری انجام بدم خلاصه درخواست بازگشت به واحد خودم را دادم و خوشبختانه موافقت کردند. حالا یک هفته می شه که برگشتم و جالبه که با همکارامون صحبت اینه که کل واحد برق کارخانه را بصورت پیمانکاری بگیریم که اگر خدا بخواد و درست بشه وضعیتمون بهتر می شه درسته که کارمون بیشتر می شه و مسئولیت سنگینر ولی چون دیگه کار خودمونه می تونیم فعالیتمون رابیشتر کنیم و حتی در بیرون هم کار بگیریم . خوب ببینیم خدا چی می خواد. انسان اگر اشتباهی می کنه باید قبول کنه و سریع در پی رفع اون باشه . نباید یکدندگی کرد و اصرار و مداومت بر اشتباه .من قبول دارم در مورد تغییر کارم اشتباه کردم و زود سعی کردم اشتباهم را جبران کنم .البته یه تجربه خوبی بود که باعث شد قدر کار خودمو بشتر بدونم . توی این 2 ماه که واحد اداری بودم کلی کار جدید یاد گرفتم که در آینده برای شرکتی که قراره با همکارا بزنیم بدرد می خورد. |
||
|
|
|
|
|
من آن روز که دلدارم رفت به غم و شادی عشق دگران می خندم
دگرم آرزوی عشق نیست بیدلان را چه آرزو باشد
دل اگر بود باز می نالید که هنوزم نظر به او باشد
در دل چگونه یاد تو می میرد یاد تو یاد عشق نخستین است یاد تو آن خزان دل انگیز است که او را هزار جلوه رنگین است
آخر از عشق تو ساکن در کلیسا می شوم می کشم دست از مسلمانی یهودا می شوم آنقدر در کشتی عشقت نشینم روز و شب یا به ساحل می رسم یا غرق دریا می شوم
مراتا باشد این درد نهانی تو را جویم که درمانم تو دانی
آن که با نیم نگاهی دل دریا می برد کاش با نیم دگر پی به تمنا می برد
گاه می اندیشم که تو با لبخندی می توانی این فاصله را برداری و تو چون مصرع شعری زیبا سطر برجسته ای از زندگی من هستی
با نگاهم با تو سخن می گویم پاسخی گو با نگاهی که نگاه ، زبان بین من وتوست
گفته بودم که بیایی غم دل با تو بگویم چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی دوستان عیب کنندم که چرا دل به تو بستم آخر این را به گفتن که چنین خوب چرایی
تا زمانی که مرا به یاد آوری هرگز چندان زتو دور نخواهم بود
مرا با صدای بلند بخوان من می توانم صدای تو را از ماورای ابرها بشنوم
خامان ره نرفته چه دانند ذوق عشق !
به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست عاشقم بر
آن یار سفر کرده که صد قافله دل همره اوست هر کجا هست خدایا به سلامت دارش
دوستت دارم ای خیال لطیف دوستت دارم ای امید محال |
||